قاعده دوم:
قانون نافذ کننده تنها الله «ج» ميباشد.
اسلام اعلام ميکند که نافذ کردن قانون تنها و تنها متعلق به الله «ج» ميباشد. هيچ
کس نمی تواند يک شی را که الله «ج» رواه ساخته باشد منع نمايد. و اگر کسی جرات بر
اين کار را کند پس او از حدودی که الله «ج» آنرا منصوب کرده تجاوز ورزيده و بر
خويش يکی از صفات الله «ج» را ادعا ميکند، بر علاوه آنهايکه اين چنين قانون را
پزيرفته و از آن پيروی ميکنند، مسول قرار خواهند گرفت. در موردی مشرکين قران حکيم
ميفرمايد:
" آيا برای ايشان شريکان اند که راه ساخته برای ايشان از دين آنچه اجازه آنرا
نداده الله و اگر نبودی کلمة فيصله ( در تأخير عذاب البته ) فيصله ميشد در ميان
ايشان ( و ميان مومنان ) و بتحقيق کافران راست عذاب دردناک ۳۲:۲۱ "
تفسير: الله تعالی به زبان انبياﺀ راه آخرت را و دين حق را وانمود. فرمود آيا بدون
او کدام ذات ديگری است که در مقرر نمودن راه يی ديگر حق و اختيار داشته باشد؟ که
او چيز های حرام کرده خدا را حلال و چيزهای حلال کرده خدا را حرام بگرداند – پس
اين مشرکين آن راه را که انبياﺀ (ع) تلقين کرده بودند چرا گذاشته و راه های ديگر
را از کجا کشيدند؟ وعده فيصله در وقت آن ميرسد.
قران همچنين اهل کتاب را سرزنش ميکند برای اينکه صلاحيت قانون نافذ کردن را بر
راهبان خويش دادند " گرفتند علماﺀ خود و عابدان خود را خدايان بجز الله، و مسيح
پسر مريم را ( خدا گرفتند ) حال آنکه امر نشده بايشان مگر آنکه عبادت کنند معبود
يگانه را، نيست غير معبودی او پاکی ويراست از آنچه شريک او مقرر ميکنند. " ۹:۳۱
تفسير: هر مسله را که علماﺀ و مشايخ ايشان از خود می ساختند – اگر ميخواستند حلال
را حرام و حرام را حلال می گفتند – ديگران به آنها استناد ميکردند و آنرا مايه ای
نجات خويش می دانستند. ايشان را باکتب سمای سرو کاری نبود. صرف احکام اجبار و
راهبان را پيروی ميکردند. اجبار با دريافت اندک مال و يا جاه حکم شرع را تبديل
ميکردند. از اين رو صفتی که خاصه الله «ج» ( تشريع حال و حرام ) بزعم آنها به
علماﺀ و مشايخ سپرده شده بود. لهذا خداوند ميفرمايد که ايشان علماﺀ و زاهدان را
خدا پنداشتند. نقل شده که ابن هاتم که قبل از مسلمان شدن نصرانی بود، يکبار پيغمبر
«ص» را که آيتی سورة توبه را تلاوت ميکرد شنيد و اظهار شگفت نمود: " يا رسول الله
«ص» لاکن آنها ( يعنی نصارا ) راهبان و کشيش ها را پرستش نميکنند. " پيغمبر «ص» در
جواب فرمودند که " بلی ايشان اينچنين کرده اند. آنها منع ميکنند آن چيز را که
مشروع است و اجازه ميدهند چيزی را که ممنوع است و مردم از ايشان پيروی ميکنند. "
قران مجيد همچنين بت پرستان را متهم قرار ميدهد برای حلال و حرام پنداشتن بدون
اينکه اينچنين صلاحيت را خداوند به ايشان داده باشد.
" بگو آيا ديديد چيزی را که فرود آورده است الله برای شما از روزی پس ساختيد بعض
آنرا حرام و بعض آنرا حلال بگو آيا الله بر ما اجازه آنرا داده يا بر الله دروغ می
بنديد ۱۰:۵۹ "
از اين آيات و احاديث پيغمبر «ص» علماﺀ اسلام در يافته اند که تنها الله «ج» حق
نافذ کردن قانون را دارد و آن قوانين به طور آياتی قران مجيد و رهنمايی هايکه محمد
«ص» در سنت مبارک خود به ما جاه گذاشته اند هويدا ميباشد. وظيفه فقه های کرام ان
است که قضاوات الله «ج» را در باره حلال و حرام به مردم توضيح بدهند. علماﺀ اول
اسلام در مورد تحريم و تحليل بسيار محتاط کار بودن و ما بايد از ايشان بياموزيم و
بدون معلومات قطعی چيزی را حلال و حرام اعلام نکنيم.