المحصر يعنی چه؟
محصر شخصی است که مانعی او را از ادای حج باز دارد مانند دشمن و يامرض و يا کم
کردن راه و يا چيز ديگر. پس اگر شخص محصر در حال نيت کردن به نسک شرط کرده بود که
اگر مانعی او را ازحج باز داشت حلال شود از احرام بيرون آمده بر او چيزی از فديه
واجب نمی شود. ولی اگر شرط نکرده بود بايستی يک گوسفند را قربانی کرده سپس از
احرام بيرون آيد.
ولی اگر شرط نکرده بود بايد يک گوسفند را قربانی کرده سپس از احرام بيرون آيد. و
اگر گوسفند پيدا نکرد و يا استطاعت آنرا نداشت بايد ده روز روزه گرفته سپس از
احرام بيرون آيد، و ميگويد:
(فإن حبسنی حابس فمحلی حيث حبستني) [اين جزوی از حديث بضاعة دخترزبير می باشد]
(اگر بر من مشکلی بروز کرد پس تحلل و از احرام بيرون آمدن من همانجا که بر من اين
مشکل بروز کرده است.) چنانکه بضاعه دختر الزبير به رسول اکرم( ص) گفت من قصد حچ
دارم ولی بيم آن دارم که نتوانم آنرا به اتمام برسانم، در اينجا رسول اکرم (ص)
فرمودند: (حجی اشترطی ان محلی حيث حبستنی [متفق عليه]) حج کن و شرط کن که در صورت
وقوع حادثه و مشکلی همانجا از احرام بيرون بيا.
٭ و کسيکه حج از او بگذرد و آنهم با طلوع آفتاب روز دهم ذوا الحجه يعنی روز عيد و
نتواند قبل از صبح به عرفات برسد حج او به عمره تبديل ميشود. پس طواف کرده و بعد
از طواف سعی می کند و موی سر خود را تراشيده و يا کوتاه ميکند و از احرام بيرون می
آيد. اجرای عمره بر واجب کفايت نميکند بلکه بر او قضای حج است، و اگر هم حج او سنت
باشد و بر او نيز يک گوسفند فديه واجب می باشد و آنهم وقت نيت کردن به نسک شرط
نکرده بود، ولی اگرشرط کرده بود بر او هيچ واجب نمی شود نه فديه و نه قضای حج.
| به صفحه آينده | به صفحه گذ شته |