فصل سيزدهم
معرفت و شناخت
خداوند ميفرمايد:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ الحجرات: ١٣
يعني: اي مردم! ما شما را مرد و زن آفريديم و شما را اقوام و قبايل مختلف ساختيم، تا همديگر را بشناسيد. يقيناً كه بهترين شما در پيشگاه خدا همانا پرهيزگارترين شما است.
تـعـارف
مدلول آيه فوق اين است كه خداوند بشر را مرد و زن با نژادها و قبايل و لهجات گوناگون و رنگ هاي مختلف آفريد تا بتوانند يكديگر را بشناسند و بالاخره در قلمرو تقوا و حب في الله به تعاون وثيق و همكاري محكم با يكديگر بپردازند. اينجا است كه ما به اهميت و ارزش تعارف و شناخت پي برده و ميتوانيم دريابيم كه چرا بسياري از مصلحين و دعوتگران مسلمان به پديده تعارف، خيلي ارج گذاشته و به ضرورت تطبيق آن در زندگي انسان مسلمان توصيه مينمايند. بديهي است كه تعارف و دوستيابي در واقع اساس و زيربناي شخصيت و دعوت ما را تشكيل ميدهد.
قضيه تعارف در بسياري از كشورهاي جهان مخصوصاً در دنياي غرب به دليل اينكه مردم به آن چندان اهميت نميدهند، سبب بسياري از مشكلات و ناهنجاريها بوده است. مثلاً چند نفر به مدت پنج روز در يك هفته باهم يكجا و در يك كارخانه كار ميكنند. وقتي كار به پايان ميرسد، هركس راه خود را گرفته ميرود! هيچيك از ديگري نميپرسد كه مثلاً چرا رنجوري؟ يا سبب خوشنودي تو چيست؟ و آيا كدام مشكلي داري تا با تو همكاري كنم؟ و امثال اينها. و هرگاه يكي شان از كاري فارغ ميگردد، براي هيچكس فرصت نميدهد تا از وي چيزي بپرسد و بدين ترتيب، ميان آنها در خارج از حوزه وظايف محوله شان هرگز همدلي و هماهنگي مطلوب وجود ندارد.