گاهي يكعده مردم بر اساس انگيزه اي گناه آلود و يا لذتي زودگذر، گردهم ميآيند و همين لذت عبوري است كه در واقع نقطه محوري پيوند موقت آنها را تشكيل ميدهد. اما عاقبت كار شان به جدايي توأم با هزاران حسرت ميانجامد. همچنان گاهي روي يك مصلحت آني از قبيل مسايل تجارتي و غيره باهم ملاقي ميشوند كه بالاخره خواهشات و منافع شخصي در نيمه راه عليه آنها ميتازد و همه را از هم جدا ساخته و پيوند مقطعي آنها را يكباره نقش برآب ميكند. چه بسا توطيه گران بيرحمي كه صرف بخاطر ظلم و ستمگري، دست بهم دادند و به بهانه نشر آزادي و عدالت توانستند بر گردن ملت هاي محروم سوار شوند كه سرانجام يكي عليه ديگري تاختند و با كمال قساوت و خونسردي، سر برادران و همپيمانان ديروزي خود را خوردند.
اما آناني كه هرنوع پيوند نسبي، قرابتي و مصلحتي را زير پا گذاشته و تنها بر اساس حب في الله باهم آشنا و دوست شده و روي فعاليت و تلاش در راه خدا گردهم آمدنده اند، اينها همان گروه مسلماني اند كه بار مسئوليت دگرگوني در جامعه ها را پيروزمندانه به دوش ميكشند و با اين تحول مثبتي كه در خود آورده اند، عامل دگرگوني در جامعه نيز خواهند شد. يكي از پيشوايان دعوت در وصف اين طبقه از مسلمانان راستين و باشخصيت چنين ميگويد: "اين همه ارزش هاي اسلامي و تعليمات محمدي پس از صدر اسلام و همزمان با بروز فتنه هاي پياپي در جوامع اسلامي به حرفي بر سر زبان مسلمانان و خيالي در دل آنها عوض شد، تا آنكه شما گروه برادر و باهم آشنا پديد آمديد تا در جهت تطبيق عملي آن در جامعه خود بكوشيد و در راه همبستگي امت و ايجاد اخوت و برادري ميان مسلمانان، جانبازي نماييد. پس خوشا به حال شما اگر صادقانه عمل كنيد و من همين چيز را از شما آرزو دارم".