w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد    

فهرست انتخاب شده: سنت > اخلاق اسلامی > مباني شخصيت مسلمان > فصل سيزدهم > تفـاهـم

 

تفـاهـم

تفاهم در مرتبه دوم نسبت به تعارف قرار دارد. البته عمليه تعارف در صورتي ارزش واقعي به خود ميگيرد كه تفاهم را به دنبال داشته باشد. هستند كساني كه با بسياري از مردم در مساجد و يا در محل كار و يا اماكن ديگر، صرف در حد يك شناخت محض باهم آشنا شده اند كه در واقع اين نوع آشناييها بسيار بوده ولي ارزش چنداني ندارد. آنچه مهم است، حسن معامله با آشنايان و شكيبايي در برابر زياني كه ممكن است از آنها به تو برسد و تبديل آشنايي محض به دوستي و همكاري انساني و بالاخره پاسداري از اين پيوند و ادامه آن ميباشد. شك نيست كسي كه با مردم درميآميزد و سپس در برابر اذيت و آزار آنها از صبر و مدارا كار ميگيرد، به مراتب از شخصي كه به بهانه زهد از مردم دوري ميجويد و در برابر اذيت آنها بيصبري نشان ميدهد، بهتر است. البته اين هم به تنهايي كافي نيست. بلكه مسلمان دعوتگر را ميسزد تا آشنايان خويش را از احساس دوستي و مسئوليتي كه نسبت به آنها دارد، اطمينان كامل بخشيده تا آنان در سايه محبت او احساس امنيت و آرامش كنند كه همين امر اصولاً معنا و مفهوم اصلي اصطلاح "تفاهم" را تشكيل ميدهـد.

گاهي براي انسان در زندگي چنان دلهره دست ميدهد كه نميخواهد آنچه را در دل دارد، حتي به نزديكترين فرد نسبت به خودش مانند همسر، پدر، مادر و غيره فاش سازد. ولي در عين حال با برادر ايماني خويش درد دل ميكند و مافي الضمير خود را با او در ميان ميگذارد. چون يقين دارد كه مرهم دردش با اوست و زخم دلش با داروي مهر او درمان ميشود و از وي انتظار دارد تا با حرف هاي آميخته با عشق و همنوايي به او تسليت بخشد و بالاخره اطمينان و آرامش را به دلش باز گرداند. لذا هرچه در دل دارد، به او فاش ميكند و هر مشكلي را كه دامنگير اوست، با وي در ميان ميگذارد. زيرا حل آن را در نزد وي ميجويد و به گشايش آن اطمينان دارد. اين است واقعيت تفاهم و آنچه ما از پي اين اصطلاح قصد كرده ايم كه در چهارچوب اين گونه پيوند عميق روحي، مسلمان باشخصيت را ميسزد تا همواره در حصه خود و برادرانش خوشنودي خداوند را مدنظر قرار دهد. و البته تنها در فضاي اعتماد و صميميت بر اساس محبت ايماني است كه دوستي به حقيقت پيوسته و دوستان از دوستي خويش كام ميگيرند.

همچنان مسلمان دعوتگر را ميبايد تا با دوستانش در راه خير و نيكويي، همكاري نموده و آنها را به صبر و شكيبايي در برابر ناملايمت هاي زندگي توصيه و نصيحت كند و خود نيز به نصيحت برادرش گوش فرا داده و آن را با كمال رضا و خوشنودي بپذيرد و در ضمن از او تشكر نمايد و هيچگاه از اين بابت نسبت به برادرش چيزي در دل نگيرد. چون اساس دين بر نصحيت و تفاهم استوار است. امام شافعي رحمة الله عليه ميگويد: "هركه نصيحت مرا پذيرفت، مهرش به دلم افتاد. اما آنكه به نصحيتم گوش نداد، از چشمم افتاد و در نظرم بد جلوه نمود". پس تفاهم عبارت است از بلندترين درجه محبت بر اساس حب في الله كه كمال مطلوب ها را از مجرد مثاليگري به صورت يك نيروي زنده و ملموس در حيات آن دسته از انسان ها درميآورد كه صرف بخاطر خدا همديگر را دوست داشته و به يكديگر عشق ميورزند.

بايد دانست كه پيروزي و به ثمررسيدن هر كاري در زندگي مانند بناي خانواده خوب، موفقيت در كار تجارت، اداره سالم دولت، سازماندهي گروهي مسلمانان فعال و بالاخره هر بخش ديگر زندگي به رعايت اصل تفاهم نياز حياتي دارد. بديهي است هر ساختاري كه در معرض تندباد هاي بدبيني، كينه توزي و تفرقه قرار گيرد، با خطر نابودي حتمي مواجه ميشود و تنها تفاهم عميق ميان سازندگان آن است كه ميتواند از خطر نابودي و بربادي جلوگيري كند و بس. لذا هميشه بايد با عوامل و انگيزه هاي بدبيني، تفرقه و تشتت مبارزه نمود. در حديثي به روايت ابوبكر بن لال از انس آمده است كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم فرمودند: "مسلمان با پنج دشواري در زندگي رو در رو است: يكي مسلماني كه با او حسد ميورزد. دوم منافقي كه سر دشمني با او گرفته است. سوم كافري كه در ميدان نبرد با او ميجنگد. چهارم شيطاني كه در صدد گمراهي او است. پنجم نفسي كه با او منازعه ميكند". پس مسلمان باشخصيت در رويارويي با اين گونه منابع شر و به منظور دوري جستن از گزند آن، به تفاهم و همياري ايماني با برادرانش نيازمند است.


 صفحه آينده      صفحه قبلی      برگشت به فهرست