w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد    

فهرست انتخاب شده: سنت > اخلاق اسلامی > مباني شخصيت مسلمان > فصل پانزدهم > مسلمان بيرياء

 

روايت است كه مردي به نام عبد الله به دختر عمويش سخت عشق ميورزيد. باري خواست كه با او ازدواج كند، اما او نپذيرفت. از قضا يك وقت همان دختر دچار قحطي و تهيدستي شده به نزد آن مرد رفت تا مگر او را كمك كند. مرد شرط گذاشت كه به او اجازه دهد تا هرچه دلش ميخواهد، با او انجام دهد. دختر مسكين هم از سر ناچاري به او اجازه داد. وقتي نزديك بود كه همان مرد با دريدن عفت آن دختر غريزه اش را اشباع كند، دختر خطاب به وي گفت: اي عبدالله! نبايد انگشتر را در غير جايگاهش گذاشت (كنايه از اين كه نبايد عفت او را به ناحق دريد). با شنيدن اين حرف، آن مرد از عملش دست برداشت و خويشتن را فقط بخاطر خدا كه خوف او را در ضمير بيدار خود داشت، از آلودگي به اين گناه شوم نگه داشت. شك نيست كه چنين مردانگي و همچو خودنگهداري ايماني، از هر جهت شايسته آن است تا خداوند صاحبش را در زير سايه عرش معلاي خويش در روزي كه همه فرياد از سوختن و گداختن برميدارند، پناه دهد.

مسلمان بيرياء

اخلاص و دوري از رياء در تمامي اعمالي كه انسان انجام ميدهد، شرط صحت و پذيرفتن آن در اسلام است. لذا مسلمان بيرياء و يا به تعبير حديث فوق، مردي كه چنان مخفيانه صدقه كرد كه دست چپش از آنچه دست راستش داد آگاه نشد، از جمله بندگاني است كه خداوند به آنها در سايه خود پناه ميدهد. بديهي است كه مال و دارايي در واقع شاهرگ زندگي انسان است. به اين معنا كه زندگي از هر لحاظ بر پايه مال استوار بوده و در پيشرفت و دوام خود نيز بدان نياز دارد. در عين حال خداوند در اموال توانگران براي فقيران و تهيدستان، حقوق مقرر داشته است. چنانچه در وصف انسان سخاوتمند ميفرمايد:

وَآَتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ البقرة: ١٧٧

يعني: با آنكه مال برايش دوست داشتني و شيرين است، اما آن را به نزديكان، يتيمان، تهيدستان، مسافران، گدايان و مكاتبان (بردگاني كه بخاطر خلاصي گردن خويش از بند غلامي، حاضر به پرداخت مال شده اند) ميبخشد.

البته اين حقوق تنها در زكات خلاصه نميگردد، بلكه شامل موارد ديگري امثال صدقه كه حد و اندازه مشخص ندارد، نيز ميشود. صدقه بهترين وسيله تقرب بنده به پروردگار است. پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم ميفرمايد: "خود را از آتش نجات دهيد، ولو كه با نيم يك خرما باشد". صدقه و بخشش در واقع آزموني است كه جوهر انسان را به نمايش ميگذارد و گنج درون او را برملا ميسازد. هرگاه انسان در اين آزمون موفق نشد، داني كه او بنده مال و اسير دنيا است و اگر پيروز بدرآمد و بالاخره عليرغم شيريني مال از آن صدقه كرد، پس او شخصي است كه آنچه را نزد خدا است، از همه برگزيده و همين صدقه بهترين گواه براي او است. خداوند ميفرمايد:

إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ البقرة: ٢٧١

يعني: اگر صدقه را به صورت آشكار بپردازيد، كار خوبي است. و هرگاه آن را به شكل مخفيانه براي تهيدستان پرداختيد، بازهم به شما بهتر است.

صدقه در هر حال از مقوله خير و نيكويي است. اما پرداختن آن به شكل مخفيانه و به دور از رياء، بهتر و سودمندتر خواهد بود. چون در اخفاي صدقه دو مصلحت نهفته است: مصلحت نخستين به خود صدقه دهنده تعلق ميگيرد كه از آفت غرور و گزند عجب و خودنمايي در امان ميماند و نيتش خالص براي خدا ميباشد. و مصلحت دومي به شخص فقير و گيرنده مربوط ميشود كه عجز و ناتواني و محروميتش پوشيده، آبرو و عزتش محفوظ ميماند. بناءً وقتي انسان فقط بخاطر خدا اين كار را انجام ميدهد و جز رضاي او هدفي ندارد، پس شايسته آن است تا خداوند او را در سايه خويش پناه داده و با جرعه مهرش سينه سوزان او را خنك سازد.


 صفحه آينده      صفحه قبلی      برگشت به فهرست