اصلاح و سياست
خداوند در وصف مؤمنان راستين و اصلاحكار ميفرمايد:
الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآَتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ الحج: ٤١
يعني: آناني كه هرگاه در زمين حاكم شوند، نماز را برپا ميدارند و زكات را ميپردازند و به خوبيها امر ميكنند و از زشتيها باز ميدارند. و يقيناً كه عاقبت هر كاري به دست خدا است.
اين آيه به ما ميرساند كه امر به معروف و نهي از منكر همانگونه كه داراي خاصيت دعوتي ميباشد، از جنبه سياسي نيز برخوردار است. به اين معنا كه امت اسلامي و پيشتازان آن با درك مسئوليت اساسي خويش در قبال امانتي كه به عهده دارند، موظف اند تا شريعت الهي را در زندگي تطبيق نموده و شايستگيها را در جامعه گسترش دهند و به هيچ صورت در راستاي اداي اين مسئوليت عظيم از تهاون و سهل انگاري كار نگيرند. زيرا همين وظيفه است كه اصولاً امت را رنگ و صبغه اسلاميت ميبخشد. البته حاكم و پيشتاز مسلمان به دليل مقام و موقعيتش، بيشتر از ديگران در اين راستا مسئول ميباشد. پس اگر بر اساس اسلام حكومت كرد، امت از او اطاعت نموده و او را در اين راه ياري ميرساند. اما اگر از مدار معروف خارج و مرتكب منكر گرديد، در آن صورت شايستگي اين مقام را نداشته و شريعت اسلامي براي نخبگان امت و اهل حل و عقد، اجازه ميدهد تا او را بركنار سازند و ضمناً ضرورت اطاعت از او هم ساقط ميشود.