w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد    

فهرست انتخاب شده: سنت > اخلاق اسلامی > مباني شخصيت مسلمان > فصل نزدهم > فعاليت تنظيمي

 

فعاليت تنظيمي

تنظيم و يا سازمان عبارت است از تجمع و گردهمايي دسته اي از مردم در قالب يك تشكل منظم و سازمان يافته با داشتن رئيس و مقام رهبري جهت رسيدن به اهداف و خواسته هاي مشترك.

البته اين تعريف در واقع يك تعريف كلي است كه هر تنظيم، چه اسلامي و غير اسلامي را در بر ميگيرد و هيچ تنظيمي واقعي از اين قاعده، مستثنا نميباشد. حتي اگر تشكلي بكوشد كه به بهانه حفظ شاخصه اسلامي بودن و عدم تقليد از طرزالعمل نهادهاي معاصر بيگانه، وجود و اهداف و علاقات قائد با قاعده را برحسب تعاليم اسلام پيريزي كند و فعاليت ها و برخورد هايش را گام به گام سيرت پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم در تمامي ابعاد و اطوار دعوت و سازماندهي هماهنگ سازد، بازهم به دليل اينكه طرزديد ها و برداشت ها در رابطه به عملكردها و تصرفات آن حضرت صلي الله عليه وسلم متفاوت و گوناگون است، لذا نميتوان تشكل خاصي را با قاعده و تعريف مخصوصي به وجود آورد. بلكه به تناسب تفاوت در برداشت ها قهراً اشكال و اهداف تنظيم هاي اسلامي نيز متعدد ميباشد. مثلاً برخي از آنها بدين باور اند كه تنظيم بايد عناصر محدودي را در بر گيرد كه همه انتصابي و صاحب دانش، فرهنگ، اخلاق و مركزيت اجتماعي بوده و از توان كافي در جهت خدمت براي دعوت و پيشبرد اهداف آن برخوردار باشند و شايستگي قيادت و رهبري مردم به صوب آرمان هاي متعالي دعوت را نيز دارا باشند. اما بعضي ديگر معتقد اند كه تنظيم اصولاً يك چهارچوب وسيعي ميباشد كه تمامي مردم را در بر ميگيرد و هركس به مقدار معيني از تربيه و آمادگي در آن مستفيد ميشود. پس به تناسب ازدياد اعضاء و عناصر و تقويه روابط آنها بر اساس رضاء و اعتماد متقابل، حجم تنظيم نيز بزرگتر شده و كارآيي آن به كمال ميرسد.

البته سازمان هاي اسلامي معاصر، غالباً بر اساس اين دو نوع طرزديد به ميان آمده اند. مثلاً جماعت اسلامي پاكستان از طرفداران برداشت اولي بوده و ضمناً در جهت پذيرش اعضاء از تشدد زياد كار ميگيرد و در صفوف خود بجز از شخصيت هاي نخبه، ديگران را به حيث عضو فعال نميپذيرد. در حالي كه نهضت اخوان المسلمين با تأسي از مفكوره دوم از لحاظ شرايط عضويت، از تساهل و آسانگيري كار ميگيرد كه هردو طريقه از خود مزايا و در عين حال كاستي هايي دارند. آنچه در اين راستا كاملتر و سازنده تر به نظر ميرسد، ايجاد هماهنگي ميان هردو طريقه و استفاده از مزاياي آن ميباشد. به دليل اينكه مثلاً هرچه تعداد افراد و عناصر تنظيم بيشتر شود، به همان پيمانه مشكلات دروني آن افزايش مييابد و تنظيم مصروف خود ميشود. همچنان اگر تنظيم در محدوده چند عنصر نخبه و انگشت شمار خلاصه شود، به تدريج از جامعه بريده شده و حضور مردمي خود را از دست خواهد داد. اما فراموش نبايد كرد كه كار تغير و نوآوري از دست جماهير ساخته نيست، بلكه وظيفه آن دسته از نخبگان بادركي است كه جماهير را رهبري ميكنند.


 صفحه آينده      صفحه قبلی      برگشت به فهرست