وقت شناسي
يكي از بزرگترين انگيزه هاي پيشرفت و يا پسماني يك امت، در ميزان التزام افراد آن به وقت و شناختن ارزش و اهميت آن نهفته است. از اينرو هرگاه با امتي برخوردي كه پير و جوانش وقت خود را به صورت غيرمسئولانه در خيابان ها و يا محافل لهو و لعب و در كارهاي بيهوده صرف ميكنند و شب و روز، صبح و بيگاه نزد شان يكسان است، داني كه همان امت رو به زوال بوده و راه فنا را ميپيمايد. چون وقت جوهر زندگي است كه هرگونه بيتوجهي به اهميت آن به معناي كاستن از عمر سعادت و نيكبختي انسان و جامعه است.
دسته كوچك مسلمانان پيشتاز در مكه با آنكه از نقطه نظر امكانات مادي در نهايت ضعف و ناتواني بسر ميبردند و همواره در معرض فشار شكنجه، راندن و كوفتن مرگبار قرار داشتند، اما بازهم اين همه نتوانست كه جلو آنها را از رسيدن به مرحله تشكيل يك دولت مقتدر و نيرومندي كه نمونه عالي براي جهانيان در گذشته، حال و آينده قرار گرفت، سد نمايد. چون از ابتداء با اراده آهنين و خلل ناپذير در پي نوآوري، تحول و پيشرفت افتادند و البته اراده اي كه با سنن الهي همگام باشد، قويتر از هر اراده ديگر است. از هميجا بود كه مسلمانان نخستين در عرصه زندگي معجزه آفريني كردند و كار هايي از دست شان ساخته شد كه واقعاً تعجب آدمي را برميانگيزد.
حالا بايد پرسيد كه آيا اين همه موفقيت مسلمانان نخستين، دليلي بر ضايع كردن وقت بود و يا كه مرهون وقت شناسي؟! بدون شك آنها از هر ثانيه عمر گرانمايه خويش در راه رسيدن به آرمان هاي متعالي و تحقق ايده آل ها در خود و در جامعه، استفاده اعظمي بردند تا بالاخره به اين پيروزي عظيم در عرصه زندگي نايل آمدند. يقيناً كه آنها از همه بيشتر به وقت احترام داشته و از آن به بهترين وجه استفاده كردند. چون از همه بهتر به اين گفته الهي واقف بودند كه ميفرمايد:
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآَيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ آل عمران: ١٩٠
يعني: بدون شك در خلقت آسمان ها و زمين و در پيهم آمدن شب و روز، نشانه هاي آشكاري است براي خردمندان.
بديهي است كه اختلاف شب و روز، عبارت از وقت و زمان بوده و مقصود از "أولو الألباب" همان مسلماناني اند كه از وقت به خاطر تحقق منافع و مصالح انسان و جامعه، استفاده ميكنند. همچنان خداوند در قرآن عظيم الشأن به هر مرحله اي از "وقت" مانند فجر، ضحي، عصر، ليل، نهار و امثال آن سوگند ياد كرده كه نشاندهنده ميزان اهميت عنصر وقت در زندگي مسلمان و سازندگي جامعه اسلامي ميباشد. شك نيست كه "زمان" پديده اي است كه گذشت دارد، اما برگشت نه! چنانچه حسن بصري رحمة الله عليه ضمن تعبيري گويا از اين واقعيت ميفرمايد: "هر روزي كه بامدادش سر ميكشد، ندا برميآرد كه اي آدميزاد! من تازه آفريده شده ام و بر اعمال تو گواهم. پس از من به سود خويش توشه بردار. چون من وقتي رفتم، ديگر تا قيامت برنخواهم گشت".
آري، هرگاه واقعيت از اين قرار است و عنصر وقت در زندگي انسان و جامعه از اين همه ارزش و اهميت برخوردار ميباشد، پس مسلمان باشخصيت را ميسزد تا حساب خود را بگيرد و اولوياتش را مشخص سازد و تنظيم وقت را يكي از مهمترين چيزها در زندگي عملي خويش قرار دهد. وقت كار، وقت خواب، وقت غـذا، وقت سياحت، وقت ديدار با دوستان و امثال آن را منظم سازد و همچنان اوقات روابط اجتماعي و خانوادگياش را ترتيب دهد. در روايتي از ابن حبان به نقل از پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم وارد است: "انسان خردمند و سالم را ميبايد تا در زندگي روزمره خويش از چهار وقت ذيل برخوردار باشد: وقتي كه در خلال آن با خدايش مناجات كند. وقتي كه طي آن خود را محاسبه نمايد. وقتي كه در آن به تفكر و تدبر در مخلوقات خدا بپردازد. وقتي كه در آن به نيازهاي خويش رسيدگي كند". حضرت عمر رضي الله عنه در نيايش خويش ميفرمودند: "الهي! لحظه هاي زندگي ما را اصلاح و اوقات ما را بابركت ساز".