فصل هفتم
دانش و فرهنگ
از جمله اموري كه انسان مسلمان در ساختار شخصيت و پيشبرد موفقانه مبارزه اش به آن نياز حياتي دارد، داشتن فرهنگ و دانش كافي است. زيرا علم و معرفت، شرط اولي در هر كار بوده و اصولاً زيربناي موفقيت در همان كار را تشكيل ميدهد. مثلاً شخص قاضي تا خود به مواد و احكام مندرجه شريعت و قانون درست مسلط نباشد، نميتواند راجع به قضايا داوري كند. و يا مگر ممكن است معلمي بتواند به شاگردانش مسأله اي را خوب بياموزد، در حالي كه خودش اصلاً به آن واقف نيست؟! لذا مسلمان موفق همان است كه با علم و حكمت و با بينش و فرهنگ آراسته باشد و به اساس آن در جامعه فعاليت كند. بديهي است كه علم مقدم بر عمل و شرط اساسي براي صحت و استقامت گفتار و كردار است. به اين معنا كه هر كار و عملي كه بر اساس معرفت و شناخت سالم قبلي صورت نگيرد، اعتبار و اعتماد را از دست ميدهد. 1- فتح الباري: ج 1 ص 169
البته دانشمندان مسلمان پيرامون اهميت و ارزش دانش در اسلام و جايگاه علم و علماء در جهانبيني اسلامي به طور كافي ضمن تأليف و تصنيف كتاب هاي متعددي، بحث كرده اند كه نيازي به بحث اضافي در اين باره نيست. بايد دانست كه هيچ ديني به اندازه اسلام در اين زمينه توجه مبذول نداشته و تا اين حد به آن اهتمام نورزيده است. در اسلام موارد بيشماري است كه همه بيانگر ارزش علم و علماء در قاموس اين دين انسان ساز ميباشد. پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم علماء را وارثين انبياء خوانده و همچنان تأكيد فرموده اند كه فرشتگان خدا به رسم خوشنودي از طالبان علم و معرفت، بال هاي خويش را در راه آنان ميگسترند. البته علم راستين همان است كه انسان را به ايمان بكشاند و ايمان راستين همان است كه عرصه دانش را گسترده تر سازد.
علماي اسلامي گفته اند كه علم برتر از عبادت و جهاد است. البته علمي كه مورد توجه اسلام ميباشد، شامل علوم ديني و دنيايي هردو بوده و هرنوع دانشي كه به اصلاح زندگي تمام شود و در عرصه سازندگي به كار آيد، در قلمرو آن شامل بوده و تنها به رشته علوم مذهبي خلاصه نميگردد.
***