w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد    

فهرست انتخاب شده: سنت > اخلاق اسلامی > مباني شخصيت مسلمان > فصل هفتم > ثقافت تاريخي

 

ثقافت تاريخي

ثقافت تاريخي يكي از بخش هاي مهم فرهنگ بشري است كه انسان مسلمان و دعوتگر بدان نياز مبرمي دارد. چون تاريخ در واقع خاطره و يادگار سرگذشت طولاني بشريت و پرونده كامل حوادث و رويدادهاي زندگي او و نمايشگاه بهتري در زمينه معرفت و شناخت خوبيها و زشتيها در صحنه وقايع زندگي ميباشد. شك نيست كه بررسي حوادث زندگي و ادراك سنن الهي حاكم در جريانات آن، راه را براي ساختن آينده بهتر در پرتو دروسي كه از گذشته گرفته ميشود، هموارتر ميسازد. و البته سير تاريخ هم سير هدفمندي بوده كه كاروان زندگي را به صوب هدفي مشخص سوق ميدهد و حركت آن گام به گام زير اداره يك سلسله سنن و قوانين از قبل طرح شده به وقوع ميپيوندد. نه اينكه حركت و پيشرفت آن مبيتني بر تصادف باشد، بلكه در مداري حركت ميكند كه به هدفي خاص ميانجامد.

آري، قانون بر تاريخ حاكم است. قرآن عظيم الشأن در اينكه چگونه با تاريخ بشري برخورد بايد كرد، اصول و منهج متكامل و برتري را عرضه داشته و براي ما ميآموزد كه نبايد برخورد انسان با تاريخ، تنها در گردآوري و پيشكش نمودن محض آن خلاصه گردد. بلكه مهم اين است كه انسان بكوشد تا قوانيني را كه بر ظواهر اجتماعي و تاريخي حاكم است، از خلال وقايع متنوع آن استنباط نموده و بالاخره هدفمند بودن آن را درك نمايد. البته اين حقيقت را از آنجا ميتوان كشف كرد كه قرآن كريم همواره براي اثبات ايده ها داستان انبياء و تاريخ امت ها و جوامع بشري گذشته را پيشكش ميدارد تا نشان دهد كه حركت تاريخ در هر ناحيه و قلمروي، محكوم يك سلسله سنن و قوانين خاص ميباشد.

البته تاريخ زماني اهميت ويژه به خود كسب ميكند كه وسيله استنباط و كشفيات تازه قرار گيرد. به اين معنا كه موازين و قوانيني را در اختيار انسان بگذارد كه برنامه آينده را سازندگي و استقامت بخشيده و موفقيت آن را تضمين نمايد. بنابراين هرگاه ما اين سنن و قوانين را درك كرديم و در جهت فهم و سنجش وقايع سياسي، اجتماعي، اقتصادي و غيره بكار برديم، پس بهتر ميتوانيم كه آينده را روي يك برنامه سازنده و مبتني بر بينش واضح و روشن بنا نهيم. بديهي است كه تاريخ برگشت پذير است. به اين معنا كه ممكن است انگيزه ها و زمينه هاي مشابهي از نوع همان ظروف و انگيزه هايي كه منتهي به بروز رخدادهاي پيشين گرديده بود، تكرار شود و البته همگوني شرايط و انگيزه ها در واقع نمايانگر همگوني نتايج و رويدادهايي است كه از آن برانگيخته ميشود.

بناءً از وجايب انسان مسلمان و باشخصيت است تا به بحث و بررسي تاريخ امت ها، ملل و تمدن هاي كهن و نوين بپردازد و ضمناً تاريخ جاهليت ها را مطالعه كند. زيرا برتري و عظمت اسلام در صورت شناخت پوچي و فرومايگي جاهليت، بهتر قابل لمس ميباشد. همچنان تاريخ مكتب هاي فكري و تاريخ اديان و شخصيت هاي متنفذ بشر و تاريخ اهم فرقه ها و مذاهب را بشناسد و ضمناً به جنبش هاي اصلاحي در طول تاريخ، اهتمام ورزيده و در صدد شناخت جريان پويايي و نوگرايي در تاريخ اسلام بوده و به مردماني كه خداوند آنها را در هر زماني به منظور تجديد دين خويش برميانگيزد، ملحق شود. البته اين آموختن بايد در همه حال مبتني بر بينش و آگاهي باشد، بگونه ايكه همان سنن و قوانين الهي را كه در ابعاد مختلف حوادث زندگي حكمفرما است، درك كند. نه اينكه از مجموعه تاريخ به عنوان داستان رخدادهاي زمان هاي گذشته، لذت ببرد و بس!


 صفحه آينده      صفحه قبلی      برگشت به فهرست