w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد    

فهرست انتخاب شده: سنت > اخلاق اسلامی > مباني شخصيت مسلمان > فصل نهم > عفت زبان

 

مجالس نوع دوم اكثراً جهت فرار از خستگي هاي زندگي و گذراندن وقت، صورت ميگيرد! در حالي كه وقت جوهر و اساس زندگي انسان را تشكيل ميدهد. در اين مجالس با آبروي مردم بازي ميكنند و سخني از اين و حرفي از آن و قصه اي از اينجا و داستاني از آنجا به ميان ميآيد، در حالي كه جز هرزه گويي، هدفي ديگر منظور نيست. ابن سيرين رحمة الله عليه ميگويد: باري يك مرد انصاري گذرش به اين نوع مجالس افتاد. آنگه رو به اعضاي آن كرده گفت: "وضوء بگيريد و خود را پاك كنيد. چون اكثر سخنان شما پليدتر از نجاست است". بديهي است كه چنين حرف ها بيشتر باعث بروز تشنج ، دشمني، تجاوز و هرج و مرج شده و فساد در جامعه را برميانگيزد. همچنان در اين مجالس بدون حق به اخلالگري در سخن ديگران پرداخته ميشود و آتش جدال و مناقشه بيمفهوم به فوران ميآيد. به اين معنا كه هريك كوشش ميكند تا خللي در لفظ و يا معناي سخن جانب مقابل پيدا كرده و سپس بر او خرده گرفته و با عيب جويي و نسبت جهل و قصور به وي در صدد تعجيز و بيزاري او ميباشد كه بازهم انگيزه اي جز خودنمايي باطل و تحقير ديگران در آن نهفته نيست.

متأسفانه در حال حاضر بيشتر مجالس مردم از نوع دوم است كه محور اصلي آن را منازعات بيمورد و مجادلات هرزه و پوچ تشكيل ميدهد كه بدين ترتيب مروت را از دست داده و اخلاق شايسته خويش را ميبازند و بالاخره مصداق راستين اين مقوله پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم قرار ميگيرند، آنجا كه فرمودند: "مجادله خاصيت آناني است كه پس از راهيابي، گمراه شدند". 3- به ورايت ترمذي و نيز فرموده اند: "هرگاه انسان حق بجانب جدل و منازعه را ترك گويد، پاداشش قصري در بالاترين طبقه بهشت است. و اگر حق بجانب نبود، در حومه بهشت برايش قصر بنا ميشود". 4- به روايت ابوداود

در بعضي از مجالس ويژه دعوت نيز كساني كه خود را پاسدار دين ميپندارند، روي بخشي از قضايا چنان به جدال و منازعه ميپردازند كه بالاخره نتيجه اي جز خصومت و تفرقه به بار نميآورد و بدين ترتيب هم وقت خود و هم وقت ديگران را به هدر داده و آتش جدال و كينه را برميافروزند. مالك بن انس رحمة الله عليه ميگويد: "منازعات بيمورد هرگز با دين سازگاري ندارد". چنانچه پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم فرموده اند: "بدترين مردم در نزد خداوند، همانا جنجال برانگيزان اند". 1- به روايت بخاري بناءً خصومت و منازعه منفي در هر شكلي كه باشد، با تعليمات ديني در تضاد بوده و خوي خصومتگري با ارزش ديانت هرگز همخواني ندارد. و البته ما خود شاهديم كه چگونه نزاع و مجادله نامطلوب توانست كه در صفوف فشرده دعوت و جنبش هاي اسلامي رخنه وارد كند و بالاخره مرداني را كه چشم اميد ديگران بودند، در كام خود فرو برد و آنها را از كار براندازد.

***

يكي از خصوصيات مجالس پرگويي اين است كه در آنجا وباي فحش و هرزه گويي و همچنان دشنام و بدزباني، منتشر شده و در اندام جامعه نيز سرايت ميكند. گاهي انسان ميخواهد تا از يك موضوع ثابت دفاع نموده و در مورد آن حرف بزند. اما وقتي در صدد نقد و رد دلايل جانب مقابل برميآيد، ناگزير از خشونت در استدلال كار گرفته و احياناً الفاظ زشت و زننده را بكار ميبندد و اكثراً به دروغ و فريب متوسل ميشود. البته خشم و غضب در چنين حالتي غالباً باعث فراموشي محور اصلي منازعه گرديده و نتيجاً كار به بروز دشمني ميان هردو جانب ميانجامد و بالاخره قضيه حق و باطل به يك قضيه حاشيوي تبديل شده و جانبين صرف در صدد شكست دادن يگديگر ميباشند و بس!


 صفحه آينده      صفحه قبلی      برگشت به فهرست