آداب اجازه خواستن
قضيه استيذان يا اجازه خواستن، يكي از قضاياي اخلاقي بسيار مهم در زندگي يك مسلمان بوده و سهل انگاري در حصه آن، واژگوني را در زندگي فردي و اجتماعي به بار ميآورد. هستند دسته اي از فرومايگان كه اوقات خود را به هدر داده و اين مسأله نزد شان مطرح نيست كه چه وقت درها را باز كنند و يا درهاي شان باز شود! در حالي كه رعايت اوقات مناسب با توجه به آداب اجازه خواستن در اين مورد از اهميت زيادي در راستاي حفظ سلامت اجتماعي برخوردار ميباشد. لذا انسان مسلمان و باشخصيت همان است كه اوقات خود را نظم و هماهنگي بخشيده و به هر لحظه آن احترام گذاشته و با ديگران نيز در ناحيه رفع مشكلات شان همكاري مينمايد. شك نيست كه همچو انساني به احترام وقت و تمسك به آداب استيذان و يا اجازه خواستن، نياز اساسي دارد.
البته بيتوجهي به قضيه استيذان، سبب بروز بيبندوباري و هرج و مرج در جامعه شده و مانع پيشرفت سيستماتيك كارها و بالاخره عامل به هدر رفتن اوقات و فرصت هاي زيادي ميگردد و بدين ترتيب به سلامت جامعه و به حسن روابط مردم لطمه ميزند. از اينرو اسلام به مسأله استيذان توجه خاصي مبذول داشته و به رعايت همه جانبه آداب آن توصيه كرده است. پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم در حديثي به روايت طبراني ميفرمايد: "نبايد به خانه كسي مستقيم از دوازه داخل شويد. بلكه نخست بايد اجازه بخواهيد. اگر براي تان اجازه داده شد، وارد شويد و گرنه برگرديد". همچنان در قرآن عظيم الشأن وارد است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (27) فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ النور: ٢٧ - ٢٨
يعني: در خانه ديگران داخل نشويد تا آنكه اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام كنيد. البته اين كار براي تان بهتر است، تا مگر پند گيريد. اگر در آن خانه كسي را نيافتيد، پس داخل آن نشويد تا آنكه براي تان اجازه دهند. اگـر به شما گفته شد كـه برگـرديد، شما هم برگرديد. اين كار براي شما پسنديده بوده و خداوند بـه آنچه شمـا انجام ميدهيد، دانا است.
آري، اسلام در سايه چنين آداب بس شامخ و بلندي، فرزندانش را ميپرورد و سلوك ارزشمند زندگي انساني را براي شان تعليم ميدهد. در روزگاري كه خانه ها بيپرده بود و هر بيماردلي ميكوشيد تا خصوصيات ديگران را ببيند، اسلام عزيز با برنامه تربيتي متكاملش موفق گرديد تا جلو اين مفاسد اجتماعي را بگيرد و براي همگي دستور داد تا در خانه هاي بيگانه بدون اجازه وارد نشوند و اهل آن را مزاحمت نكنند. در آيه فوق الذكر كلمه "تستأنسوا" به كار برده شده كه از ماده "استئناس" بوده و چنين افاده ميكند كه احياناً اجازه دادن تنها ناشي از حيا و شرم عرفي ميباشد كه گرچه ظاهراً نوعي از اجازه است، اما آنچه نسبت به يك مسلمان مطلوب است، اين است كه به اين باريكي توجه نموده و تنها به مجرد اينكه برايش اجازه داده ميشود، وارد نشود تا آنكه خوب تشخيص دهد كه وارد شدن وي سبب خوشنودي اهل خانه نيز ميگردد. البته اين همان نكته اي است كه تعبير به كلمه "تستأنسوا" ضمناً به آن دلالت دارد و مسلمان بايد آن را در نظر گيرد.