آداب مجلس
همانگونه كه زبان ها و رنگ ها باهم متفاوت اند، عادات و تقاليد نيز از هم فرق ميكنند. وقتي انسان از كشورهاي شرقي و غربي ديدن ميكند و با عادات و عنعنات هر ملتي آشنا ميشود، از اينكه آنها چگونه به عادات و تقاليد خود حريص و پابند اند، در تعجب ميافتد. بديهي است كه همين عادات و عنعنات است كه قومي را از قومي ديگر و گروهي را از گروهي ديگر در تمامي زمينه ها و عرصه ها امتياز ميبخشد. از اينرو مجالس هر قوم و گروهي نيز از يك سلسله ويژگيها و مشخصات برخوردار است كه مايه تفاوت اين مجالس از همديگر ميباشد. مثلاً مجالس سياستمردان با خصوصياتي همراه است كه در مجالس هنر و امثال آن نيست و همچنان عكس قضيه! و البته هر مجلسي با درنظرداشت انواع گوناگون آن، داراي يك رشته عرف ها و تقاليد ويژه بوده كه صاحبان آن بدان ملتزم بوده و فرزندان خويش را نيز بر اساس همين التزام تربيت مينمايند.
اسلام عزيز كه در صدد ايجاد و ساختن بهترين امت در زمين ميباشد نيز از اين امر غافل نبوده و براي امتش عرف ها، عنعنات و آداب بخصوصي را در همه زمينه ها و عرصه هاي زندگي، طراحي و مقرر داشته و آن را مايه امتياز اين امت نسبت به ديگران قرار داده است كه از آن جمله است همان بخش از عادات و آدابي كه به مجالس اختصاص دارد. چنانچه اسلام به ما ميآموزد كه وقتي انسان وارد مجلس ميگردد، نخست بر اهل آن سلام دهد و در جاي مناسب بنشيند. از ديگران نخواهد كه به رسم احترام وي از جا برخيزند. در حديثي از ابوامامه رضي الله عنه روايت است كه باري رسول خدا صلي الله عليه وسلم در حالي كه عصا بر دست داشت، به مجلس ما وارد شد. آندم ما همه به رسم احترام در پيشگاه شان از جا برخاستيم. آن حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: "ايستاد نشويد مانند عجم ها كه بخاطر احترام يكديگر از جا برميخيزند". حضرت انس رضي الله عنه در حديثي به روايت احمد و ترمذي ميگويد: هيچ شخصي محبوبتر از پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم نزد صحابه وجود نداشت. با آنهم وقتي آن حضرت را ميديدند، از جا برنميخاستند. چون همه ميدانستند كه ايشان از چنين كاري خوشنود نميگردند.
از حديث فوق برداشت ميشود كه آن حضرت صلي الله عليه وسلم نميپسنديد كه كسي به رسم احترام شان از جا برخيزد. اما در جايي ديگر ميبينيم كه خودش شخصاً به ياران خويش دستور ميدهد تا به رسم احترام سعد بن معاذ رضي الله عنه از جا برخيزند. همچنان باري خودش بخاطر احترام زيد بن حارثه رضي الله عنه ايستاده شد. چنانچه ترمذي از حضرت عايشه رضي الله عنها روايت ميكند كه باري زيد بن حارثه رضي الله عنه به مدينه برگشت. در آن اثناء پيامبر خدا صلي الله عليه وسلم در خانه من بود. زيد آمد و در را كوفت. آن حضرت صلي الله عليه وسلم از جا برخاست و در حالي كه جامه اش را ميكشيد به سوي زيد رفت و او را بوسيد و به آغوش كشيد.