w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد    

فهرست انتخاب شده: سنت > حدیث > ریاض الصالحین
باب نشانه های دوستی خداوند با بنده اش، و تشويق بر آراسته شدن به اين نشانه ها و تلاش در بدست آوردن آن
حدیث شماره 386

 

47- باب نشانه های دوستی خداوند با بنده اش، و تشويق بر آراسته شدن به اين نشانه ها و تلاش در بدست آوردن آن
قال تعالی: { قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ} آل عمران: ٣١
و قال تعالی: { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ} المائدة: ٥٤
خداوند می فرمايد: ای محمد صلی الله عليه وسلم بگو اگر خد را دوست می داريد پس مرا پيروی کنيد، تا خداوند دوست بدارد شما را و گناهان تانرا بيامرزد و خدا آمرزندهء مهربان است. آل عمران: 31
خداوند می فرمايد: ای مؤمنان هر که از شما از دينش برگردد، پس خدا خواهد آورد گروهی را که آنان را دوست ميدارد و آنان نيز دوستش می دارند. متواضع اند بر مؤمنان، بر کافران درشت طبع اند، در راه خدا جهاد می نمايند و از ملامت ملامت کننده ها نمی هراسند. اين بخشايش خدا است که هر که را خواهد می دهد و خدا جواد و دانا است. مائده: 54


386 - وعن أبي هريرة رضي اللَّه عنه قال: قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « إِنَّ اللَّه تعالى قال: مَنْ عادَى ليَ ولِيّا، فقدْ آذَنْتُهُ بِالحَرْب، ومَا تَقَرَّبَ إِليَّ عَبْدِي بِشَيءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْه، وَمَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ حَتَّى أُحِبَّه، فَإذَا أَحْببْتُه، كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِه، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِه، ويَدَهُ الَّتي يبْطِشُ بِهَا، وَرجْلَهُ الَّتي يَمْشِي بِها وإنْ سَأَلَني أَعْطَيْتُه، وَلَئِنْ اسْتَعَاذَنِي لأُعِيذَنَّهُ » رواه البخاري.

386 - از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: خداوند فرمود: آنکه با دوستی از دوستانم دشمنی کند، با او اعلان جنگ کرده ام، و نزديکی نمی جويد به من بنده ام به چيزی که دوست داشتنی تر برايم باشد از آنچه که بر وی فرض ساخته ام، و هميشه بنده ام بوسيلهء نوافل به من نزديکی می جويد تا اينکه دوستش می دارم و چون دوستش داشتم، شنوائی او می شوم که بدان می شنود و چشمش که به آن می بيند و دستی که با آن چنگ می زند و پايش که با آن می رود و اگر از من درخواست کند به وی می دهم، و اگر از من پناه جويد، به وی پناه می دهم.
ش: امر به فرائض قطعی است و با ترک آن شخص مجازات می شود، بخلاف نفل در هر دو قسمت مذکور هر چند درحصول ثواب با فرض اشتراک دارد از اين رو فرائض کاملتر است و از اين جهت است که ادای فريضه نزد باريتعالی محبوبتر است.
فرض مانند اصل و اساس است و نفل مانند فرع و بناء، در ادای فرائض اجابت امر و احترام او و بزرگداشت او با انقياد بوی و اظهار عظمت ربوبيت و ذل و بيچارگی عبوديت و بندگيست، و تقرب بدان بزرگترين اعمال بشمار می رود.
و آنکه فرائض را ادا می کند، آنرا احياناً از ترس مجازات خداوندی انجام می دهد.
و نفل گزار آنرا فقط برای برگزيدن خدمت انجام می دهد و در نتيجه به محبتی جزا داده می شود که نهايت کسی است که با خدمت مولی بوی تقرب می جويد.
و علمای معتبر اتفاق کرده اندکه اين مجاز و کنايه است از نصرت و ياری بنده و تأييد و ياريش حتی گوئی او تعالی خود را به مرتبهء آلاتی که بنده از آن کمک می گيرد، قرار می دهد.


 صفحه آينده      صفحه قبلی      برگشت به فهرست