w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد    

فهرست انتخاب شده: سنت > حدیث > ریاض الصالحین
باب در مراقبت و رسيدگی به اعمال خويشتن
حدیث شماره 60

 

5- باب در مراقبت و رسيدگی به اعمال خويشتن
قال الله تعالی: {الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ{218} وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ{219} الشعراء: ٢١٨ – ٢١٩
و قال تعالی: {وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ} الحديد: ٤
و قال تعالی: {إِنَّ اللّهَ لاَ يَخْفَىَ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء} آل عمران: ٥
و قال تعالی: { إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ} الفجر: ١٤
و قال تعالی: { يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ} غافر: ١٩
وَالآيات في البابِ كثيرة معلومة .
خداوند می فرمايد: آن خدايی که وقتی قيام میکنی ترا می بيند و هم گشتن ترا در ميان نمازگزاران می بيند. شوری:219
و هم می فرمايد: او با شماست هرکجايی که باشيد. حديد: 4
و نيز می فرمايد: همان پروردگار تو در کمين است. فجر: 14
و نيز می فرمايد: همانا نه در زمين و نه در آسمان چيزی از خداوند پوشيده نمی ماند. آل عمران: 6
و هم می فرمايد: خداوند می داند خيانت چشم را و آنچه دلها پنهان می دارند. غافر: 19


60 - وأَمَّا الأحاديث، فالأَوَّل: عَنْ عُمرَ بنِ الخطاب، رضيَ اللَّهُ عنه، قال: «بَيْنما نَحْنُ جُلُوسٌ عِنْد رسولِ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، ذَات يَوْمٍ إِذْ طَلع عَلَيْنَا رجُلٌ شَديدُ بياضِ الثِّياب، شديدُ سوادِ الشَّعْر، لا يُرَى عليْهِ أَثَر السَّفَر، ولا يَعْرِفُهُ منَّا أَحد، حتَّى جَلَسَ إِلَى النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، فَأَسْنَدَ رَكْبَتَيْهِ إِلَى رُكبَتيْه، وَوَضع كفَّيْه عَلَى فخِذيهِ وقال: يا محمَّدُ أَخبِرْنِي عن الإسلام فقالَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: الإِسلامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّه، وأَنَّ مُحَمَّداً رسولُ اللَّهِ وَتُقِيمَ الصَّلاَةَ ، وَتُؤتِيَ الزَّكاةَ ، وتصُومَ رَمضَان، وتحُجَّ الْبيْتَ إِنِ استَطَعتَ إِلَيْهِ سَبيلاً.
قال: صدَقت. فَعجِبْنا لَهُ يسْأَلُهُ ويصدِّقُه، قال: فَأَخْبِرْنِي عن الإِيمان. قَالَ: أَنْ تُؤْمِن بِاللَّهِ وملائِكَتِه، وكُتُبِهِ ورُسُلِه، والْيومِ الآخِر، وتُؤمِنَ بالْقَدَرِ خَيْرِهِ وشَرِّه. قال: صدقْتَ قال: فأَخْبِرْنِي عن الإِحْسان. قال: أَنْ تَعْبُدَ اللَّه كَأَنَّكَ تَراه. فإِنْ لَمْ تَكُنْ تَراهُ فإِنَّهُ يَراكَ قال: فَأَخْبِرْنِي عن السَّاعةِ . قال: مَا المسْؤُولُ عَنْهَا بأَعْلَمَ مِن السَّائِل. قال: فَأَخْبرْنِي عَنْ أَمَاراتِهَا. قَالَ أَنْ تلدَ الأَمَةُ ربَّتَها، وَأَنْ تَرى الحُفَاةَ الْعُراةَ الْعالَةَ رِعاءَ الشَّاءِ يتَطاولُون في الْبُنيانِ ثُمَّ انْطلَق، فلبثْتُ ملِيًّا، ثُمَّ قال: يا عُمر، أَتَدرِي منِ السَّائِلُ قلت: اللَّهُ ورسُولُهُ أَعْلمُ قال: فَإِنَّهُ جِبْرِيلُ أَتَاكُمْ يُعلِّمُكم دِينِكُمْ » رواه مسلمٌ.

60 - از عمر بن الخطاب رضی الله عنه روايت است که گفت:
روزی در اثنای که ما در حضور پيامبر صلی الله عليه وسلم نشسته بوديم، ناگهان مردی در برابر ما پديدار شد، که لباسهايش بسيار سفيد و مويهايش بسيار سياه بود نه اثر سفر بر وی هويدا بود، ونه هم کسی از ما او را می شناخت، تا اينکه خدمت پيامبر صلی الله عليه وسلم نشسته زانوهايش را به زانوی پيامبر صلی الله عليه وسلم تکيه داده، و هر دو دستش را بر رانهای پيامبر صلی الله عليه وسلم گذاشته و گفت:
ای محمد مرا از اسلام خبر ده.
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: اسلام اينست که شهادت دهی اينکه معبود بر حقی جز الله نيست و محمد فرستاهء خداست و نماز بر پا داری و زکات بدهی و رمضان را روزه بگيری، اگر توانائی داشتی به حج خانهء خدا بروی، گفت: راست گفتی، ما در شگفت مانديم که از پيامبر صلی الله عليه وسلم سؤال می کند و تصديقش می نمايد.
گفت: پس خبر ده مرا از ايمان. فرمود: اينکه ايمان بياوری به خدا و فرشتگانش و کتابهايش و پيامبرانش و روز آخرت و ايمان بياوری به قدر، خيرش و شرش.
گفت: راست گفتی.
پس خبر ده مرا از احسان.
فرمود: اينکه خدا را چنان بپرستی که گويی او را می بينی. اگر تو او را نمی بينی او ترا می بيند.
گفت: پس خبر ده مرا از قيامت.
فرمود: سؤال شده از سؤال کننده داناتر نيست.
گفت: پس خبر ده مرا از نشانها های آن.
فرمود: اينکه بزايد کنيز مالک خود را، و اينکه مشاهده کنی که پا برهنه ها و تن برهنه ها و گرسنه های گوسفند چران در ساختمان ها بر يکديگر سبقت می جويند. سپس آن مرد رفت. مدتی درنگ نمودم، بعداً فرمود: ای عمر! آيا می دانی که سؤال کننده کی بود؟
گفتم: خدا و رسولش داناتر است.
فرمود: اين جبرئيل بود که برای تعليم دين برای شما آمده بود.
ش: معنای (تلد الامة ربتها): يعنی کنيز آقايش را ولادت کند، اين است زنهای اسير زياد شوند، چنانچه کنيز برای آقايش دختری ولادت نمايد و دختر آقا در معنای آقاست.


 صفحه آينده      صفحه قبلی      برگشت به فهرست