w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد    

فهرست انتخاب شده: سنت > حدیث > ریاض الصالحین >
باب در مورد موعظه و پند دادن، و ميانه روی در آن
حدیث شماره 701

 

701 - عن مُعاويةَ بنِ الحَكم السُّلَمِيِّ رضي اللَّه عنه قال: « بينما  أَنا أصَلِّى مَع رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، إذْ عطسَ رجُلٌ مِنْ القَوْمِ فَقُلت: يرْحَمُكَ اللَّه، فَرَماني القوم بابصارِهم، فقلت: وا ثكل أُمَّيَاه ما شأنكم تنظرون إلي؟ فجعلوا يضربون بأيديهم على أفخاذهم فلما رأيتهم يُصَمِّتُونني لكني سكت، فَلَمَّا صلى رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم، فَبابي هُوَ وأُمِّي، مَا رَأَيْتُ مُعَلِّماً قَبْله وَلا بَعْدَه أَحْسنَ تَعْلِيماً مِنْه، فَوَاللَّه ما كَهَرنَي ولا ضَرَبَني وَلا شَتَمَني، قال: « إِنَّ هَذِهِ الصَّلاةَ لا يَصْلُحُ فيها شَيءُ مِنْ كَلامِ النَّاس، إِنَّمَا هِيَ التَّسْبِيحُ والتَّكْبِير، وقرَاءَةُ الْقُرآنِ » أو كما قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم. قلت: يا رسول اللَّه، إني حديث عهْدٍ بجَاهِلية ، وقدْ جاءَ اللَّه بِالإِسْلام، وإِنَّ مِنَّا رجالاً يَأْتُونَ الْكُهَّان؟ قال: « فَلا تأْتهِمْ » قلت: وَمِنَّا رجال يَتَطيَّرونَ؟ قال: «ذَاكَ شَيْء يَجِدونَه في صُدورِهِم، فَلا يصُدَّنَّهُمْ » رواه مسلم.

701 - از معاويه بن حکم سلمی رضی الله عنه روايت است که گفت:
ما همراه رسول الله صلی الله عليه وسلم نماز می گزارديم، ناگاه مردی از قوم عطسه زد، برايش يرحمک الله گفتم. مردم مرا بچشمان شان نشانه گرفتند و گفتم: مادرم بر من گريه کند، چه شده که بسويم نگاه می کنيد؟
آنها دستهای خود را بر رانهای خود زدند، و چون ديدم که آنها من را به خاموشی دعوت می کنند، ساکت شدم. چون رسول الله صلی الله عليه وسلم نماز گزارد که پدر و مادرم فدايش باد، که هيچ معلمی را پيش از او و بعد از وی نديدم که نيکوتر از وی تعليم دهد! قسم بخدا که نه مرا سرزنش نمود و نه زد و نه دشنامم داد، فرمود: در اين نماز جايی برای سخن مردم نيست، نماز جای تسبيح و تکبير و خواندن قرآن است، يا چنانچه رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود.
گفتم: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم! من تازه اسلام آورده ام و بدورهء جاهليت نزديکم، در ميان ما مردمی وجود دارند که نزد کاهنان می روند.
فرمود: نزد شان مرو!
گفتم: در ميان ما مردمی اند که فال می بينند.
فرمود: اين چيزی است که آنها در دلهای شان می يابند و اين امر تعبيری در سرنوشت شان نمی دهد، و نبايد آنان را از نظر و کارشان باز دارد.
ش: کاهن کسيست که ادعا دارد پنهان افراد را فهميده و از آينده خبر می دهد، بنحوی که يا فلان جنی به او رهنمائی می کند و يا اينکه خود مدعيست که از روی فهم و علاماتی از عيب آگاه بوده و خبر می دهد. و تطير، بدفالی را گويند: «ذَاكَ شَيْء يَجِدونَه في صُدورِهِم » يعنی اين حالتی است روانی که در روان شان مشاهده می کنند، ولی نبايد اين بدفالی و تشاؤم او را از کارش باز دارد.
از اين دانسته می شود که شخص به مجرد تشاؤم و بدفالی کردن گنهکار نمی گردد، زيرا اين حالتی است، غير ارادی و روانی، اما عمل به تشاؤم از ديدگاه شريعت اسلامی ممنوع است. زيرا شيطان انسان را وا می دارد که بدان عمل می کند و اين امر انسان را به اعتقاد اينکه بجز خدا مؤثری وجود دارد، می کشاند که اين اشتباهی است آشکار و گناهی است بس بزرگ.


 صفحه آينده      صفحه قبلی      برگشت به فهرست