713 - وعن أبي سُليْمَانَ مَالك بن الحُويْرثِ رضي اللَّه عنه قال: أَتَيْنَا رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم وَنحْنُ شَبَبةٌ متَقَاربُون، فَأَقمْنَا عِنْدَهُ عشْرينَ لَيْلَةً ، وكانَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم رَحِيماً رفِيقاً، فَظَنَّ أَنَّا قَدِ اشْتَقْنَا أَهْلَنَا. فسَأَلَنَا عَمَّنْ تَرَكْنَا مِنْ أَهْلِنَا، فَأَخْبَرْنَاه، فقال: « ارْجعُوا إِلى أَهْليكم فَأَقِيمُوا فِيهِم، وَعلِّموهُم وَمُرُوهُم، وَصَلُّوا صَلاةَ كَذا في حِين كَذَا، وَصَلُّوا كَذَا في حِين كَذَا، فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلاةُ فَلْيُؤذِّنْ لَكُمْ أَحَدُكُم، وَلْيؤمَّكُم أَكبَرُكُمَ » متفقٌ عليه.
زاد البخاري في رواية له: « وَصَلَّوا كمَا رَأَيتُمُوني أُصَلِّي » .
713 - از ابو سليمان مالک بن حويرث رضی الله عنه روايت شده که گفت:
ما خدمت رسول الله صلی الله عليه وسلم آمديم، در حاليکه جوانانی همسن و سال بوديم و بيست شب در نزدش اقامت کرديم و رسول الله صلی الله عليه وسلم مهربان و مشفق بودند و گمان کردند که ما برای خانوادهء مان اشتياق پيدا کرده ايم و از ما در بارهء خانوادهء مان که در عقب گذاشته بوديم سئوال کردند، و ما ايشان را با خبر ساختيم، سپس فرمودند: به خانواده هايتان بازگشته و در ميان شان بمانيد و آنها را تعليم دهيد و به آنها امر کنيد و نماز فلان را در فلان وقت بگذاريد و نماز فلان را در فلان وقت... و چون و قت نماز فرا رسيد بايد يکی از شما برايتان اذان بگويد و بايد بزرگتر شما امامت شما را بعهده گيرد.
و بخاری در روايتی افزوده: و چنانچه مرا ديديد که نماز می گزارم، نماز گزاريد.