تقریظ
طوری که از عنوان آن پيداست جنگ فکری « غزو الفکری» از جمله جنگ ها پيچيده، خطرناک دارای ابعاد گسترده و عمیق و دوری است که تمام نیروی علمی، روانی، تاریخی، و فرهنگی نیروی دشمن در آن گره خورده و پا به پای ساینس و تکنولوژی پی گیری می شود که شیطان نیز از شعبده بازی های آن در عالمی از حیرت فرو رفته خواهد بوودخورشید اسلام، زمانی در جزیرۀ عرب درخشید که جهان در تاریکی جهل و حیرت فرو رفنه بود و انتظار می کشید که نجات دهنده ای آنرا از آن همه تباهی و سیه روزی رهایی بدهد ملل جهان وقتی با پیام اسلام آشنا شدند، فوج فوج به آن گرویدند. تا آن زمان که مسلمانان تمسک به مبادی دین خود داشتند و شعایرش را بجا می آوردند، اعتقاد شان به اصول آن راسخ بود اخلاق اسلامی را در میان خویش پخش می نمودند، عزت بدور از کبر، روحیۀ اعتماد به نفس جدا از غرور را در خود احساس می کردند، و در جهت رهبری و دعوتگری جوامع بسوی دین، رسیدن به فراز شامخ انسانیت تلا ش می ورزیدند، استادان همه عالم بودند ولی به سبب سستی و ضعفی که به سراغ آنها رسید، راه و رسم سلف را پشت سر گذاشتند، از لحاظ روحی و مادی راه انحطاط و از لحاظ اخلاقی راه انحلال را در پیش گرفتند، و در جاهلیت نوین فرو رفتند. در نتیجه نه اینکه تنها موقعیت سیاسی و اجتماعی و علمی خویش را از دست دادند، بلکه دنبالرو دول غربی گردیدند. و در برابر آنها و فرهنگ منحط شان سر تسلیم خم نمودند و حتی قضایای تاریخ اسلام، فهم و تفسیر، نصوص دینی را هم از غربی ها گرفتند و اعتماد به نفس در میانشان از بین رفت، و شخصیت اسلامی در شخصیت غربی ذوب گردید یا به اصطلاح امروزین « غرب زده» شدند. هر چند کشمکش میان جهان اسلام و جهان غرب یا میان اسلام و مسیحیت از زمان بعثت پیامبر اکرم صلی الله عليه وسلم آغاز شده است. اما در زمان جنگهای صلیبی به یک مقابلۀ رویاروی تبدیل شد سرانجام مسیحیت در برابر اسلام، چنانچه در عرصۀ اندیشه و ایدئولوژی و اخلاق مبادی، شکست خورده بود، در عرصۀ سیاست و نظامی نیز شکست خورد. پس از شکست نظامی مسیحیت در برابر اسلام، رهبران مسيحی بر آن شدند که بایستی مبارزه شان را در مقابل اسلام، به شیوه های تازه و مؤثر آغاز کنند. پس از برنامه ریزی های طولانی و سعی بی دریغ و کوشش مداوم، اهداف، وسایل، عرصه های تخریب و شیوه های کار را در قالب جنگ فکری تعیین نمودند. و اموال هنگفتی را صرف بدست آوردن اهداف خویش که همانا بیرون نمودن مسلمانان از اسلام است، کردند و در این کار، استعمار، استشراق یا خاورشناسی، بلند کردن نعره های ملی و نژادی و منطقه ای و ناسیونالیستی، تبدیل و قوانین اسلامی به قوانین غربی، بکار بستن و سایل ارتباط جمعی، مشتبه کردن چهرۀ شخصیت های مخلص و مسلمان، بر سر اقتدار آوردن رهبران بی کفایت و دنباله رو و مزدور و غیره را به عنوان ابزار کار تخریب و مبارزه بر علیه اسلام، به مرحلۀ اجرا در آوردند. آنها با این کار توانستند که دین اسلام را در نظر مسلمانان و همه بشریت وارونه بنمایانند و به پیروان شخصیت پیغمبر اسلام شبهات ایجاد کنند، و میان ملل اسلامی، چون ترک و عرب و فارسی ها و غیره آتش بدبینی را مشتعل سازند. و جهان اسلام را به بیشتر از پنجاه دولت کوچک تبدیل نمايند..
برای اینکه مسلمانان، از این وضع رقتبار و دنباله روی خود را نجات بخشند بایستی اول به دین خویش باز گردند، و تغییر را از خود آغاز نمایند.همان گونه که مسلمانان نخستین اسلام را در خود زنده ساختند و به تعبیر بهتر قلوب خود را با اسلام زنده گردانیدند، مسلمانان امروز هم، چنین کنند، قرآن را دستور زندگی سازند. اخلاقی اسلامی را به خانواده هایشان باز گردانند، از تفرقه و بد بینی میان خویش بکاهند، زیر یک پرچم و یک رهبری گردهم آیند، آنگاه می شود گفت که مسلمانان دوباره سروران و استادان جهان خواهند شد برادر محترم استاد یحیی محمد الیاس، دانشمند جزر القمری، کتاب حاضر را در محیط پشاور تأليف نموده است. بنده کتاب را چند بار خوانده ام و از مطالب ارزنده اش در تدریس به شاگردان استفاده برده ام، نویسنده با زبان روان و مختصر اهداف جنگ فکری، وسایل و مراحل و شیوه های آن را بیان داشته است.
برادر و دوست عزیزم آقای سید ناصر تقدسی، که آن را به زبان فارسی بر گردان نموده است. از بنده خواست که کتاب را مراجعه کنم، وقتی ترجمۀ او را خواندم، یقیناً از اسلوب ترجمه و دقت کارش حظ بردم، وی عبارات کتاب را دقیقاً فهمیده است و با شیوۀ خیلی ساده و شیوا ترجمه کرده است، خورسندم که این کتاب مفید به زبان فاسی جهت استفاده فارسی زبانان تقدیم می شود. بنده در عین اینکه برای مؤلف محترم اجر و پاداش بزرگ استدعا می کنم، همچنان برای برگردان محترم پاداش بزرگ اخروی و موفقیت مزید دنیوی آرزومندم.
عبدالصبور فخری
پشاور پاکستان