w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد     فهرست انتخاب شده: اسلام و مسيحت > جنگ فکری (صفحه 6)  

بسم الله الرحمن الرحیم
پيشگفتار مترجم
برچاپ دوم
همۀ ثنا و ستایش ویژۀ پروردگار است؛ پرودگاری که او را می ستایم و عبادت می کنم و از او استعانت می جویم و آمرزش می طلبم، و به او ایمان آورده ام، از شر شیاطین، از شر کبر، غرور، خود بینی، و از شر آنانکه خود را به مستضعفان تحمیل می نمایند به او پناه می برم، عزت و شکوه خود را تنها در سایۀ دین او جستجو می نمایم و سر تعظیم تنها به بار گاه او فرود می آورم و اعتراف می کنم که تنها سزاوار پرستش و لایق عبادت او است.

درود نا محدود بر روان مطهر آموزگار و مربی بزرگ بشریت، پیام آور رحمت و اطاعت حضرت محمد بن عبدالله و به یاران راستینش که به منظور بر افراشتن لوای توحید و برچیدن بساط ظلم تا پای جان رزمیدند و لمحه ای آرام نگرفتند، و به قاطبۀ شهیدان و شاهدان تاریخ اسلام از صدر تا کنون. اما بعد:

سنت خداوند جل جلاله مقتضی آن است که پیوسته میان حق و باطل تضاد و ناهمگونی و در یک کلام مبارزۀ بی امان و مستمر جریان داشته باشد، البته این مبارزه ها و چالش ها با رعایت شرایط زمان و مکان و مصلحت ها از هم تفاوت داشته. گاهی در قالب جنگ رو در رو و نظامی و گاهی در چهرۀ جنگ سرد و زمانی با نقاب جنگ فکری و تهاجم فرهنگی مطرح شده است. اما واقعیت های تاریخی گواهی میدهد که جنگ فکری و تهاجم فرهنگی نسبت به جنگ مسلحانه خیلی مؤثر تر و زننده تر بوده است و دشمنان دین خدا در طول تاریخ بواسطۀ این حربۀ زهر آگین توانسته اند بزرگترین ضربه را بر پیکر اسلام وارد بسازند.

اگر تاریخ انبیای الهی را مورد بررسی قرار دهیم می بینیم، هر زمانی که قدرتهای طاغوتی زمان، در کشاکش مبارزۀ رویا رویی با پیامبران علیهم السلام و پیروان آنها شکست خورده اند، جنگ فکری را بحیث آخرین و سیلۀ سرکوبی و خاموش کردن شمع فروزان حق عنوان کرده و کوشیده اند تا با خدشه دار نمودن واقعیت هاي انکار ناپذیر و وارونه جلوه دادن حقایق، و انتساب نادرست ترین اتهامات به دعوت اسلامی و طلایه داران آن، از پیشرفت و توسعۀ دین خدا جلوگیری نمایند.

آری! دشمنان اسلام و مسلمانان بویژه غربیهاي غدار و سلطه جو که با اسلام کینۀ دیرينه دارند پس از آنکه همه تلاش های مذبوحانۀ نظامی و لشکر کشی های بی حد و حصر شان علیه مسلمانان به ناکامی و شکست فاحش انجامید به جنگ فکری و شست و شوی مغزی مسلمانان رو آورده و صریحاً اعلام کردند تا هنگامی که مسلمانان از خود بیگانه نشوند یعنی شخصیت اسلامی خویش را فراموش نکنند و احکام اسلام از واقعیت زندگی شان دور نگردد، تسلط بر آنان امکان پذیر نخواهد بود، زیرا مسلمانان در اصل رسالت آسمانی خویش دارای اصول ثابت و قواعید متینی هستند که دولت شان را بر اساس آن تأسیس کرده اند، و اسلام برنامۀ متمدن و متکاملی را با خود دارد که می تواند زندگی تمام ملت های روی زمین را تنظیم نماید. از همین جا بود که این دین توانست در میان مردم بدوی خیمه نشین و پا برهنۀ عرب چنان انقلابی ایجاد نماید که منجر به تغییر کلی تاریخ بشر گردد و دولتی را بر اساس ارزش های توحید و دانش و تقوا و حفظ کرامت انسان و رفتار نیکو با سایر ملت ها بنا نهد؛ دولتی که با این ویژگی ها موفق شد دو امپراتوری بزرگ؛ روم و فارس را در فرصتی کوتاه بزانو در آورده و توده های همیشه در بند و زیر ستم را از قید اسارت نجات دهد.

غربی ها با درک این موضوع نتیجه گرفتند که به استعمار و استثمار کشیدن کشور های اسلامی بدون تهاجم فرهنگی و توسل به جنگ فکری از ضمانت کافی بر خور دار نیست، از این رو آنها تمام کوشش خویش را به منظور تهی کردن شرق اسلامی از محتوای فرهنگی اصیل آن، و ایجاد خط فاصل میان واقعیت زندگی مسلمانان و قوانین جان بخش اسلام، متمرکز نمودند و تلاش کردند تا شخصیت و هویت واقعی اسلام را به مثابۀ بارزترین چهره و شاخصۀ شرق اسلامی که می توانست سدی نفوذ ناپذیر در قبال هجوم سیل آسای استعمار سیاه غرب باشد، از اذهان و خاطره ها بزدایند و با زنده کردن افسانه های دروغین قومی و نژادی توده های عظیم مردم ومظلوم و محروم را که اتحاد شان خطر جدی برای استعمار بود از هم متفرق سازند و آنانرا به جنگ های داخلی و منطقه ای وا دارند.

امروز نیز استعمار غرب که خود را با خطر شکل گیری مجدد تمدن اسلامی و تحقق و حدت و خود باوری امت اسلامی مواجه می بیند، با تمام امکانات دست داشتۀ خود این جنگ را شدت بخشیده و از هیچگونه تبلیغات سوء و شایعه سازی علیه اسلام و مسلمانان فرو گذار نمی کند و بوسيلۀ عمال و ایادی خویش همواره مسئول تمام عقب ماندگی ها و انحطاط ها و مصیبت ها اسلام را معرفی می کند و هر چیزی را که صبغۀ اسلامی و مسلمانی دارد به کهنه پرستی و جمود فکری و ارتجاع و ... نسبت می دهد، هدف دشمن از این همه تبليغات این است که نگذارد جوانان مسلمان با اندیشۀ کفر ستیزی، ظلم ستیزی و عدالت خواهی به میدان بیایند.

بنابر این برای مقابله با توطئه ها و دسایس دشمن و آگاهی از طرحها و برنامه های خطیر آنان در برابر مسلمانان، بایست عموم مسلمانان بخصوص جوانان که آینده سازان اسلام بحساب می آیند کتابها و مقالاتی را که در این خصوص نوشته شده مطالعه فرمایند، لذا بنده با توجه به این ضرورت و با در نظر داشت اینکه مردم ما در طی چند دهه جنگ و خونریزی از عرصۀ علم و فرهنگ بدور مانده و غالباً زبان عربی را که این گونه کتب و مقلات به این زبان تحریر یافته نمی دانند، به ترجمۀ کتاب حاضر دست یازیدم. این کتاب خیلی مختصر که به شکل منهجی نوشته شده و در صنف چهارم انستیتوت عالی تربیه معلم امام ابو حنیفه ( رح) تدریس می گردد، شاید نتواند بشایستگی حق مطلب را که نیازمند بحثهای طولانی است ادا نماید اما نقش آن را بحیث یک مقدمۀ کوتاه ولی فراگیر در روشنگری اذهان و افکار جوانان نمی توان انکار کرد. به هر حال کوشش کرده ام این کتاب را بزبان بسیار ساده ترجمه نموده از بکار گیری عبارات پیچیده و واژه های مغلق پرهیز نمایم تا هرکس که بخواندن خط فارسی آشنایی دارد بخوبی بتواند از آن استفاده نماید. همچنان نسبت نبودن ضرورت از ترجمۀ تمرینات این کتاب که پس از هر واحد درسی نوشته شده بود صرف نظر کردم.

بایسته است به اغتنام از فرصت، از دوست عزیز مولوی عزیز الرحمن فائق، مسئول مکتبه علم و فرهنگ – پشاور که به طبع این کتاب گرانبها پرداختند و از همه برادرانی که در این کار خیر همواره مشوقم بودند ابراز سپاس و قدردانی نمایم، به ویژه همکاری های بزرگوارانۀ جناب استاد میر حمید احمد « تمیم» و جناب استاد عبدالصبور فخری که این ترجمه را مرور کردند و تصحیح فرمودند هیچگاه فراموشم نخواهد شد، و همچنان از برادر محترم نجیب الله شاهد که در کمپوز و دیزاین این کتاب قبول زحمت فرمودند ابراز تشکر می کنم. خداوند بزرگ همه شانرا مشمول رحمت بی پایان خود قرار دهد.

و برای بنده توفیق فراگیری علم و عمل به آن، و توفیق خدمت به اسلام و مسئولیت پذیری در راه خدا و برای ملت صبور و همیشه در صحنۀ افغانستان و همۀ مسلمانان توفیق، اخلاص، صمیمیت، ایثار، محبت و از خود گذری در راه حق و واقعیت عنایت فرماید.

سید ناصر تقدسی
اول سنبلۀ 1379 خورشیدی
پشاور – پاکستان


 صفحه آينده      صفحه قبلی