دوم
استعمار
(Colonization)
طوری که در مبحث گذ شته گفته شد – ارتش صلیب با شکست قطعی و ناکامی تمام، بسوی دیار خویش باز گشت و به فضل الهی و به اثر یکپارچگی و مقاومت امت اسلامی هیچ گونه اهداف و آرمان های صلیبی ها به تحقق نه پیوست. اما پس از این شکست، اروپا هرگز آرام نه نشسته و سلاحش را به زمین نگذاشت، بلکه به اندیشۀ تهاجم جدید با روش های نو در برنامه ریزی و اجراء آن علیه مسلمانان شد. هر چند که مقصد و اهداف اروپائیان عین همان اهدافی بوده که در بحث جنگ های صلیبی یاد دهانی نمودیم، ولی این بار در هدف این تهاجم غالباً امتیازات و اهداف اقتصادی و بهره کشی از ذخایر و منابع طبیعی ای که در سر زمین های مسلمان نشین سرازیر می شد مورد نظر قرار گرفته بود.
اروپائیان هنگام برنامه ریزی و تعیین سیاست شان، در کمال ذکاوت و هوشیاری درک کرده بودند که خلافت اسلامی – با وجود ضعف هایی که دارد – رمز وحدت و یکپارچگی مسلمانان را تمثیل می نماید، و مسلمانان پروانه وار پیرامون لوای آن می چرخند و در سایۀ آن احساس آرامش می کنند؛ بنابر آن همه تلاش و کوشش خود را با تمام نیرو و قوت بمنظور اسقاط این خلافت تمرکز نمودند، و مزدور خبیث شان کمال اتاتورک این خائن و خود فروخته را مجهز نمودند تا این نقش مهم را بازی نماید، و او این نقش را به بهترین وجه بازی کرده و تعليمات بادارانش را با دقت کامل بدست اجرا گذاشت؛ که در نتیجه خلافت اسلامی سقوط، و وحدت باهم گره خوردۀ امت اسلامی از هم پاشید و امت مسلمان به گروه ها و دولت های ناتوان منشعب گردید، دولت هایی که اصلاً توان مقاومت و دفاع از خود را از دست داده و سلاح شان را نیز رها کرده بودند. اینجا بود که خواهشات بر مسلمانان چیره شد، فتنه ها و اغتشاشات آشکار، و جهل فراگیر گردید، در این حال، غرب دید که زمینه برای تسلط و به استعمار کشیدن سر زمین های اسلامی و بهره گیری از منابع طبیعی آنها هموار و مساعد شده است.
غرب که بخاطر دربند کشیدن کشور های اسلامی طی قرون متمادی لحظه شماری می کرد، خوب دانست که این هدفش را جز در قرنهای نزدهم و بیستم میلادی نمی تواند تحقق بخشد. لذا فرصت را غنیمت شمرده همه دولت های غربی برای تسلط بر کشور های اسلامی حرکت همآهنگ کردند، البته دولت های فرانسه و انگلستان در به استعمار کشیدن این شهر ها حصۀ بزرگ و دست بالا داشتند.
گفتنی است که در آن برهه از تاریخ، باستثنای دو دولت، یکی جزیزۀ عرب ( سعودی امروزی) و توابع آن و دیگر کشور سر افراز و اسلامی افغانستان دیگر همه کشور های اسلامی در کام استعمار فرورفت.
و به این ترتیب شهر های مسلمان نشین به مستعمرات غربی، و به اماکن کشمکش و چالش میان دولت های استعماری مبدل گشت؛ و ما در جدول زیر اسمای دولت های اسلامی را که تحت استعمار غرب رفته بودند یاد آوری می نمائیم:
فرانسه: به اشغال کشور های ذیل دست یازید:
اشغال الجزائر در سال 1830 م / 1246 هـ
اشغال تونس در سال 1881 م / 1299 هـ
اشغال مراکش ( المغرب) در سال 1912 م / 1330 هـ
اشغال شام / سوریه در سال 1921 م / 1338 هـ
اشغال سنگال در سال 1882 م / 1300 هـ
انگلستان به اشغال کشور های زیر دست یازید:
اشغال هند در سال 1857 م / 1274 هـ
اشغال مصر در سال 1882 م / 1300 هـ
اشغال عراق در سال 1914 م / 1332 هـ
اشغال اردن و فلسطین در سال 1918 م / 1337 هـ
اشغال سودان در سال 1898 م / 1316 هـ
اشغال نیجریا در سال 1851 م / 1268 هـ
اشغال زنگبار در سال 1870 م / 1288 هـ
ایتالیا به اشغال کشور های زیرین دست یازید:
اشغال صومال و ارتیریا در سال 1887 م / 1305 هـ
اشغال لیبیا در سال 1911 م / 1329 هـ
آری استعمار گران بیداد گر، تنها به سیطره و تسلط بر کشور های اسلامی و بهره کشی از منابع طبیعی آنها اکتفا نکردند بلکه برای تضعیف و فروپاشی و بر هم زدن شیرازۀ وحدت مسلمانان و افساد عقاید و تخریب اندیشۀ فرزندان آنها نیز سعی ورزیدند، حتی هر گونه مقاومت را سرکوب کرده و با تذلیل این ملت ها بقای خویش را تضمین نمودند و بخاطر مصالح و اهداف غیر انسانی خود قلادۀ بندگی را به گردن این بیچارگان انداختند.
و مهمترین چیز ی که در راه پایان دادن آن تلاش کردند؛ همانا روحیۀ اسلامی یی بود که مسلمانان را به جهاد علیه کفار و استعمار گران وا میداشت، روحیه ای که حس تنفر و بدبینی نسبت به صلیبی ها را در قلوب مؤمنان زرع نموده و آنها را برای دفاع در برابر این دشمن متجاوز گردهم می آورد.