w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد     فهرست انتخاب شده: اسلام و مسيحت > جنگ فکری (صفحه 29)  

وسایل غیر علنی: این وسایل انواع و اقسام متعدد دارد که اهم آن بدین شرح می باشد:
ترکیز بر اصل جدایی دین از دولت ( سیکولایستی ) : واژۀ یسکولاریسم که در زبان عربی به علمانیت تعبیر می شد ظاهراً آن را به علم گرایی منسوب می کنند اما حقیقت طور دیگری است. و ان این که این واژه از علم و آنچه به علم تعلق دارد فرسنگ ها دور است، پس این یک شعار فریبنده ایست که مروجین آن می خواهند در پوشش این قبا بظاهر آراسته در وجود ضعیف النفس ها و آنانی که به هر سرابی فریفته شده و به هر صدایی جواب می دهند، نفوذ پیدا کنند.

پس منظور از سیکولاریسم و علمانیت، بی دینی و لامذهبی است که بر پایۀ آن نباید دین نقشی در زندگی داشته باشد، و در تسمیۀ آن بهتر است که گفته شود جدایی دین از دولت و زندگی.

موضوع سیکولاریسم و ( علمانیت) عارضه یی جدید و پیشامدی تازه است بر امت اسلامی، و در دین اسلام کدام اصلی ندارد، چه، دین اسلام کامل و فراگیری است که پیروان خود را به خیر دنیا و آخرت فراخوانده و ابعاد مختلف حیات شانرا در نظر گرفته است، و برای آنان اصول و مبادی یی وضع کرده است تا نظم زندگی سیاسی، و اقتصادی و اجتماعی و آموزشی خود را بر اساس آن پی ریزی نمایند، و تمام مسایل زندگی تحت یکی از احکام تکلیفی پنجگانۀ ( واجب – مندوب – حرام مکروه و مباح) گنجانیده شده است. پس هر گام و حرکتی در نزدگی لابد یا واجب است که انسان به ترک و اهمال آن گنه کار شناخته می شود. یا مندوب است که اسلام، ما را به اجرای آن ترغیب می نماید، یا حرام است که باید از آن دوری کرده شود، یا مکروه است که اجتناب از آن نیکو و حسن است، و یا مباح است که میدان اجرا و ترک آن کسترده می باشد.

تعجب است که دشمن در القاب علم گرایی مسلمانان را فریب میدهد، در حالی که اگر تأملی به تاریخ اروپا داشته باشیم در خواهیم یافت زمانی که اروپا با رعایت ظروف خاص دینی و اجتماعی و سیاسی و علمی خود برای ظهور و انتشار این مبدأ ( علمانیت) در قرنها شانزدهم و هجدهم میلادی آماده می شد، دنیا اسلام چیزی از مظالم و بیداد مانند محاکم تفتیش، در بند کشیدن مردم، محدودیت های فکری، تحجر و تضاد در برابر علم و نو آوری های علمی را که در اروپا حاکم بود نمی شناخت، و مسلمانان سلطه یی، چون سلطۀ کلیسا را که مخالف هر گونه تقدم علمی و خلاقیت های فکری بود و مردم را بجز ابتکارات علمی شکنجه می کرد، نشناخته بودند.

پس دین مانه فقط دین علم و اندیشه و آزادی است بلکه مبتکرین را نیز در بدل خلاقیت ها و نو آوریها علمی شان مستحق مکافات دانشته و مرتبۀ دانشمندان را هم در پیشگاه خدا و هم در پیشگاه مردم عالی ارزیابی می نماید، این دین اتباع خود را برای شناختن پروردگار و یقین به وحدانیت او و استفاده از داشته های طبیعت به نگرش دقیق در نظام هستی و پژوهش عمیق پیرامون ظواهر و پدیده های طبیعی دعوت می نماید.

خداوند (ج) می فرماید:
يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (11) مجادلة: 11

یعنی خداوند (ج) آنانی را که از شما ایمان آوردند آنان که برایشان علم ارزانی شده، مقامی بلند داده است. در جای دیگری می فرماید:
قُلِ انْظُرُوا مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الْآَيَاتُ وَالنُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لَا يُؤْمِنُونَ (101) يونس: 101

یعنی: بگو ببینید که در آسمان و زمین چه چیز هایی است، نشانه ها و ترسانندگان گروهی را که باور نمی کنند فائده نم رسانند.

بنابر این دین اسلام به فراگیری علم و تفکر در عالم هستی تشویق می کند، لهذا برای انتقال این جر ثومۀ ویرانگر ( علمانیت و سیکولاریسم) بدنیای اسلام، که هدفش ترور شخصیت اسلام و از هم پاشیدن نظام اسلامی است، هیچ مجوز و ضرورت و توجیهی وجود ندارد.

گفتنی است کسی که وزر انتقال این جرثومۀ پلید را بدوش کشید « علی عبدالرزاق» صاحب کتاب ( اسلام و اصول حکومت) می باشد.

او در این کتاب افترإ ات و اتهامات نابخشودنی یی علیه اسلام و خداوند متعال مرتکب شده و گفته است: شریعت اسلامی یک شریعت روحی مجرد است که هیچ ارتباطی به حکومت و امور دنیوی ندارد، و جهاد رسول اکرم را (ص) در راه رسیدن به ملک و جاه و بوده نه در راه خدا، و نظام حکومت در عهد رسول خدا را نظام مضطرب و عامض خوانده، و با انکار از اجماع صحابه رضوان الله علیهم در خصوص وجوب انتصاب امام، مدعی شده است که گویا حکومت خلفای راشدین حکومت لادینی می باشد!

به این ترتیب پروسۀ علمانیت در دنیای اسلام نمانده است که این مفکورۀ پوچ به آن نرسیده باشد، بل در حال حاضر تمام ممالک اسلامی شاهد اجزاب و گروه ها و شخصیت هایی است که صریحاًً بر ضد تطبیق شریعت قیام نموده و به حصر دین در مساجد و تکایا فرا می خوانند و تلاش می کنند تا احکام دین از حدود مساجد وارد میدان سیاست، اقتصاد، آموزش و مطبوعات نگردد.

بناً اندیشۀ خیلی مؤفقیت کسب کرده است تا آنجا که در کشور های اسلامی کشور های اسلامی کشوری پیدا نخواهد شد که در همه شئون زندگی بر وفق شریعت خدا(ج) و تطبیق آن در زندگی، قانوناً جرم پنداشته می شود، و به این جرم مسلمانان در سراسر جهان به اشد مجازات محکوم می گردند!!!


 صفحه آينده      صفحه قبلی