w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد     فهرست انتخاب شده: اسلام و مسيحت > جنگ فکری (صفحه 36)  

تحمیل زبان خارجی بحیث زبان درسی

این موضوع در تمام ممالک اسلامی عمومیت یافته است، در دانشگاه های علمی و تطبیقی تمام کشور های اسلامی زبان انگلیسی یا فرانسوی یا آلمانی و ... بحیث زبان زسمی تدریس در آمده است. در دنیا ی اسلام تنها دولتی که در تمام مراحل آموزش و پرورش و در تمام رشته های تخصصی دانشگاهی اش مانند طب و مهندسی، تاریخ ، ادبیات و جغرافیا و ... زبان عربی بکار برده می شود، دولت سوریه است. سپس در برخی از کشور های عربی و اسلامی مثل لبیا، الجزایر، ایران، تونس و دیگر کشور ها، گام هایی را در این راستا برداشته شده است ولی بسیار ضعیف و اندک پنداشته می شود. در حالیکه چنین امری بخاطر پیمودن مسیر خود نیازمند عزم راسخ و عرادۀ متین و تلاش خستگی نا پذیر می باشد .

تغیر برنامۀ درسی در مضامین اجتماعیات و علوم بشری دشمنان برای وفق دادن پروسۀ آموزش با اهداف جنگ فکری تغييرات چشمگيری در برنامه و روش های تدريس همه علوم بويژه علوم اجتماعی و انسانی آورده اند که به نشانۀ مثال چند تای آن در فقرات آتی تذکر داده می شود:

الف: تاريخ و طريق تدريس آن:

هنگامی که به دانشجويان و طلبه، مضمون تاريخ تدريس می شود قصداً و عناداً حقايق آنرا وارونه می سازند، و نقطه های فروزان تاريخ پر افتخار اسلامی را کمرنگ جلوه داده و ناديده می انگارند، و در بدل آن، جايگاه تاريخ غربی را چنان تبارز ميدهند که گويی حماسه آفرينان روی زمين آنها هستند، بگونۀ مثال هجوم بی رحمانه و ضد انسانی فرانسويها به قيادت ناپلئون بر مصر را که در سال 1798 م اتفاق افتاد، با پرده کشيدن روی حقيقت آن برای شاگردان طوری وانمود می کنند که گويا آن جمله، فتح عظيمی برای مصر بوده است، در حالی که حملۀ مزبور به قصد نابودی اسلام و اضمحلال مهبط علم و قبلۀ علمای دنيای اسلام صورت گرفت.

ب – حذف نصوص شرعی از مناهج تعليم:
خطرناکترين حادثه يی که در اين عرصه رخ داد، همان حملۀ غير نظامی امريکا بود که بخاطر حذف نمودن تمام نصوص و مسايل ضد يهوديت از برنامه های تعليمی، راه انداخته شد. مصر اولين کشوری بود که به منظور اجابت اين داعيه بويژه بعد از امضای معاهدۀ ننگين « کمپ ديويد» اقدام عجولانه کرد، کشورهای ديگری هم هستند که در اين مسير برای تحقق اهداف يهودی ها گامهای بی وقفه و پياپی بر ميدارند.

ج – تعميق ريشه های فرقه گرايی
از طريق تدريس مضمون جغرافيه:
يکی از مضامينی که خوبتر به نفع دشمن توجيه شده و در خدمت برنامه ريزی صليبی ها قرار گرفته است مضمون جغرافيه می باشد؛ اين مضمون چنان ماهرانه تدريس می گردد که ريشه های تفرقه خواهی و جدايی طلبی را ميان مسلمانان عميق تر بسازد.
شکی نيست که ترسيم حدود و مرزها بين کشورهای اسلامی يک عمل و توطئۀ صليبی استعماری است، پس بجای اينکه ما شاگردان و طلبه ها را بفهمانيم که اين مرزبندی ها يک عمليۀ وارداتی و ساختگی دشمن است که بر ما تحميل گرديده و گرنه از نظر دين و انديشۀ اسلامی کاملاً مردود است و اصالتی ندارد، و اسلام مرز و موقعيت جغرافيايی را نمی شناسد، حدود اسلام ايمان و عقيده است.

از نگاه اسلام اگر يک وجب خاک مسلمان نشين در شرق و يا غرب دنيا وجود داشته باشد، خانۀ مشترک تمام مسلمانان است، هرگونه تجاوز دشمن بر يک نقطه از نقاط دنيای اسلام تجاوز بر تمام عالم اسلام است و مسلمانان مسئول دفاع از آن می باشند.

اما متأسفانه ما اين مضمون را برای طلاب به مثابۀ يک حقيقت مسلم که گويا حفظ حدود و دفاع از آن در ميان خود دنيای اسلام واجب است تدريس نموده و انديشۀ افتخار به خاک وطن و حدود جغرافيايی آن را بدون رعايت مصالح اسلام، در آنها تقويت می بخشيم، واقعاً اين انديشه کاملاً باطل است، خداوند از شر آن مسلمانان را در حفظ خود داشته باشد.

مثال های زيادی در اين زمينه وجود دارد که اينجا گنجايش بيان همه آن را ندارد و لهذا به همين قدر اکتفا می کنيم.


 صفحه آينده      صفحه قبلی