ترور شخصیت زعمای حرکت اسلامی
این اسلوب شیطانی و روش ناجوانمردانه برابر با قدامت دعوت اسلامی سابقه دارد که آن را طبقۀ اشرافی حاکم بر سرنوشت جامعه در برهه های مختلف تاریخ بر ضد دعوتگران الی الله استخدام کرده اند، هیچ پیامبری از پیامبران الهی نبوده است جز اینکه این گروه مستبد و ظالم با تمام امکانات به ترور شخصیت، و بدنام نمودن آن اقدام نموده اند، و برای متنفر کردن مردم از او و دعوتش وی را به زشت ترین اوصاف توصیف کرده و بد ترین تتهامات را به او نسبت داده اند، خداوند با شاره به این موقف خصمانه و اسلوب ناپاک دشمنان، علیه داعیان دین اسلام، می فرماید:
كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ (52) ذاريات: 52
یعنی: همچنین نیامده است نزد آنانی که پیش از ایشان بودند هیچ پیامبر، مگر گفتند جادوگر و یا دیوانه است، درست.
درست، زمانی جنگ صلیبی علیه شهر های اسلامی آغاز شد مؤثر ترین روشی را که آنها برای سرکوبی اسلام و حرکت اسلامی در پیش گرفتند، روش ترور شخصیت زعمای دینی و اجتماعی، و تخریب هویت حرکت اسلامی بود. چون دشمنان دیدند که ملت مسلمان بخاطر دفاع از مقدسات خویش دوشادوش علمای صالح و داعیان مخلص و فرماندهان جهادی تا پای جان ایستاده اند، لذا به منظور دور کردن مردم از ایشان با نشانه رفتن شخصیت آنها به دوروغ پراگنی و افترا دست زدند، و تا امروز هم مردم همان اتهامات نا درستی را که سیکولر ها و سوسیالیست ها به حرکت اسلامی و زعمای آن بسته اند، تکرار می کنند که آنها عمال امریکا و ابزار دست استعمارند، ارتجاعی و تنگ نظر وضد ترقی و پیشرفت هستند و ... !!! مردم اتهامات مضحکی را که به شهید سید قطب نسبت داده شده بود، اسما و صفات الهی را نفی می کرده است، این اتهامات واهی و بی اساس که شبیه خانۀ عنکبوت است بر شخصی وارد می شود که برائت او از چنین اتهامات مانند برائت گرگ از خون یوسف (ع) می باشد، هرکس که کتابها و نوشته های سید قطب شهید را بخواند بطلان این شبیه و اتهام را بخوبی درک خواهد کرد نزدیک ترین مثال دیگری که نسبت بودن مثال های زیاد باید به ذکر آن اکتفا کرد، مجاهد نستوه شهید دکتور عبدالله عزام است، او بحق که دنیا را با تمام زرق و برقش کنار گذاشته و به نفس و مال و اولاد خود بسوی جهاد فی سبیل الله رو آورده بود، و تمام ما یملک خود را در راه خدا و بخاطر پخش دین و حاکمیت شریعت او در روی زمین، وقف کرده بود. این گمان ما در حق اوست و گرنه هیچکس در پیشگاه خدا تزکیه شده نمی تواند، ولی با این همه او که خدا رحمتش کند از طعن و تشهیر و اتهام مبنی بر اینکه گویا در خدمت طاغوت قرار دارد و به صلاح جهاد و مجاهدین کار نمی کند، تادم شهادتش، سالم و مصئون نماند و همزمان با شهادتش، مکانت و اخلاص و جهاد صادقانه و بی آلایشانه اش برای مردم هویدا شد، زیرا دشمن به عمال و خدمۀخود جزیی ترین صدمه یی را روانمی دارد چه رسد به ترور و کشتن آن و درجۀ رفیع شهادت جز به مخلصان وو راستان و تربیت شدگان مکتب اسلام نصیب نمی شود. به همین ترتیب در هر جا و هر وقت تخریب و بدنام سازی شخصیت ها و مصلحین اسلامی صورت می گیرد، و هنگامی که این روش شیطانی شان به شکست مواجه شد، اقدام به گرفتاری و زندانی کردن ویا سؤ قصد آنها می نمایند، طوری که شیخ محمد یاسین رهبر حماس را چند سال پیش و نجم الدین اربکان را در این آوان و صدها نفر دیگر مانند ایشان را به زندان کشانده و هکذا امام حسن البناء و عبدالله عزام و استاد نیازی و احمدزی و انجنیر حبیب الرحمن، داکتر عمر، و دکتور صحبی الصالح و سایر فرماندهان نهضت اسلامی را به نحوی از انحا شهید نمودند. بی تردید در چنین حالتی خلای قیادت در امت اسلامی رونمامی شود. و ملت مسلمان در وادی حیرت و سر گشتگی گیرمانده و کسی را نمی یابد که از وی دفاع کند و دینش را تبین نماید، و حقوق مغصوبه اش را باز گرداند، و بسان یتیمی در مانده و بی پناه دشمن را صدا می زند نسبت بدینش نادان می گردد، و مجاهدینی را که در راه عزت و کرامت و سعادت دنیا و آخرت اخلاص متدانه می رزمند بد می بیند. در صورتی که خدای نخواسته این تصمیم زیرکانه و زنندۀ دشمنان در مورد اسلام و حرکت اسلامی صد در صد عملی گردد، بدون شک روی حقایق پرده می افتد، معالم و نشانه های دین به خاموشی می گراید، و جلو قیادت امت را جهال که هیچ چیزی از دین نمی فهمند بدست خواهند گرفت، و در هر موضوعی بدون علم فتوا خواهند داد، که هم خود گمراه می باشند و هم به گمراهی دیگران کمتر خواهند بست. چنانکه این موضوع در حدیث صحیح ثابت شده است که پیامبر (ص) فرمودند:
ان الله لا يقبض العلم انتزاعا ينتزعه من الناس ولكن يقبض العلم بقبض العلماء حتى اذا لم يبق عالما اتخذ الناس رؤساء جهالا فسئلوا فافتوا بغيرعلم فضلوا واضلوا. متفق عليه.
یعنی: همانا خداوند علم را نمی میراند ( نمی گیرد) به اینکه آن را از میان مردم بردارد، و لیکن علم را با گرفتن و میراندن علما از میان بر میدارد تا عالمی نماند و مردم امرای نادانی را بر گزینند. و پرسیده شوند و آنان بدون علم فتوا دهند، پس خود گمراه شده و دیگران را هم گمراه نمایند.
اما فراموش نباید کرد دشمنان مکار به هرگونه ای که نیرنگ کنند و دسیسه بسازند کاری از ایشان ساخته نخواهد شد، چه خداوند حفظ این دین را ضمانت کرده است:
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (9) حجر: 9
یعنی: هر آئینه ما فرو فرستادیم قرآن را هر آئینه ما او را نگاه بانیم!
یکی از نمونه های حفظ این دین از جانب الهی موجودیت بزرگ مردانی است که حامیان و عاملان کتاب خدا و سنت پیامبرند. طوری که در حدیث آمده است:
إِنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ لهذِهِ الأمَّةِ عَلَى رأْسِ كلِّ مائةِ سنةٍ مَنْ يُجَدِّدُ لَهَا دِينَها"
یعنی: خداوند برای این امت در هر صد سالی کسی را بر می انگیزد که دین آن را تجدید کند. و باز می فرماید: « یحمل هذالعلم من کل خلف »
یعنی: نسل آیندۀ هر گروه از سلف عادل خود که شایسته روایت کرده اند این علم ( کتاب و سنت) را فرا می گیرند، تحریف و تغیر از حد در گذرندگان در امر دین، و دروغ بستن اهل بطلان، و تأویل جاهلان را که ندانسته آیات و احادیث را تأویل می کنند، از علم دور می کنند و می رانند.