w w w . i s l a m 4 1 1 . c o m
 
 برای در يافت کتاب اینجاه اشاره کنید      چاپ نمايد     فهرست انتخاب شده: اسلام و مسيحت > جنگ فکری (صفحه 43)  

قضیۀ آزادی زن

قوی ترین وسایل جنگ فکری و کوتاه ترین راه رسیدن به هدف و سر انجام مخرب ترین سلاح و نیرومند ترین حربه این جنگ که بخاطر بر اندازی کاخ جامعۀ اسلامی و متزلزل کردن بنیان آن بکار گرفته می شود. سلاح افساد زن و عنوان نمودن قضیۀ آن به این صورت است که گویا اسلام در حق زن ظلم روا داشته و حقوق آن را پایمال کرده است، و این موجود را شریعت در حدود خانه ها محبوس کرده و از آزادی اندیشه و مشارکت در ساختار جامعه محروم نموده است.

این ادعای دروغین بر پایۀ برهان و دلیل قانونی استوار نموده جز اثری از حسادت صلیبی ها و مکر یهودیت ها چیز دیگری بوده نمی تواند؛ صلیبی ها و یهودی ها یی که از انتساب هر گونه نقایص و اتهام نسبت به اسلام فرو گذار نمی کنند، دنیا بشریت در امتداد تاریخ خود دین و شریعتی مانند دین و شریعت اسلام و جامعه یی چون جامعۀ اسلامی سراغ نداشته است که کرامت و شرافت زن را حفظ، و حقوق و مکانت آن را چنانکه شایسته است در نظر گرفته باشد.

دین مقدس اسلام با طبیعت متعالی و همه گیر خود. برای زن حق مالکیت و تصرف در جمیع ممتلکاتش را داده و شخصیت وی را از تمام اهلیت حقوقی و تصرفات شرعی بر خور دار نموده است. خداوند می فرماید:

لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ (32) نسآء: 32

یعنی: مردان را بهره یی هست از آنچه حاصل کرده اند و زنان را بهره ایست از آنچه حاصل کرده اند ...

همچنان اسلام حق زن را در میراث به وجه عادلانه ای رعایت کرده همانطوری که به حق ارث داده است به زنان نیز چنین حقی را قائل شده است، فرق نمی کند که آن میراث نظربه ملاحظات خاص، کم و یا زیاد باشد خدواند بزرگ فرموده است:

لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا (7) نسآء: 7

یعنی: مردان را حصه یی هست از آنچه بگزارند پدر و مادر و خویشان، و زنان را حصه یی هست از آنچه بگزارند پدر و مادر و خویشان از آنچه کم باشد از مال یا بسیار، حصۀ مقرر کرده شده است.

و بالاتر از همه اینکه اسلام برای زن حق ابراز نظر و رأی دهی قائل شده و او را صلاحیت داده است که با دادن رأی اعتماد و یا مخالف در انتخاب خلیفه و یا امام مورد نظر، سرنوشت جامعۀ خود را مانند مردان، تعیین نماید، این موضوع ثابت است هنگامی که عبدالرحمن بن عوف (رض) بحیث رئیس کمیسیون شش نفری به منظور انتخاب خلیفه بعد از شهادت امیر مومنان حضرت عمر (رض) بر گزیده شد، از همۀ مردم اعم از مردان و زنان و بزرگان و خورد سالان در مورد خلیفۀ آیندۀ مسلمانان همه پرسی نموده و خانه به خانه به گرد آوری آرای مردم پرداخت که این امر مهم مسئولیت بزرگ را پس از وفات حضرت عمر (رض) به کی واگذار نمایند؟

فراتر از آن هم، اینکه مسلمانان علم زن را قابل اعتماد دانسته، و حفظ و امانت او را در روایات و نقل احادیث و نصوص شرعی اعتبار داده اند، اگر به فقه اسلامی نظر بیافگنیم می بینیم که امور متعلق به احوال شخصی همه از مادر مؤمنان عایشه و دیگر امهات المؤمنین و زنها صحابه رضی الله عنه روایت شده است.

اینها همه تصویر روشنی از کرامت و مکانت زن در اسلام است، مثالها و نماد های برجسته ای در خصوص منزلت زن در میزان شریعت وجود دارد که ذکر همه آن در این جا گنایش ندارد. لذا به همین اندازه اکتفا نموده و مستقیماً وارد قضیه یی می شویم که عنوان این بحث به آن اختصاص یافته است.

علی رغم این هم مقام و منزلت و عزتی که اسلام برای زن ارزیابی کرده است، مستشرقین وعده یی از مسلمانان که دست پروردگان آنها هستند و از علوم شرعی حصه ای ندارند بزرگ ترین جفا و دروغ را در حق اسلام ناب محمدی مرتکب شده اند و با ادعا های بی اساس خود می گویند که اسلام ناب محمدی مرتکب شده اند و با ادعا های بی اساس خود می گویند که اسلام زن را مورد بیداد قرار داده است. قرآن کریم به زنها کمتر عنایت کرده و حقوق ایشان را مساویانه با مرد اعطانه فرموده است، زن در مسایل میراث و شهادت نصف حق مرد را دارامی باشد، طوری که برای مرد اجازۀ از دواج با زیاده از یک زن را داده برای زن چنین اجازه ای را ندادن است، و مانند این دعوی صدها دعاوی دیگری را نیز مستشرقان در چوکات آزادی زن و کمک به آن و استرداد حقوق مغصوبۀ آن براه انداخته و برخی از مسلمانان غرب گرا آن را تکرار می نمایند.

نخستین کسی که بیرق این دعوت را برداشته و بذر این فتنه بزرگ را در بلاد مسلمین کشت نمود جوان مصری « قاسم امین» بود که غربی ها اورا با توجه به ذکاوت فوق العاده و تفوقش در درس، کاندید بورس تحصیلی دانشگاه فرانسه نمودند. تا پس از برگشت از کشور فرانسه بحیث ابزار ویرانگر و فوق تبلیغاتی غرب در منطقه تبارز کند، و چون بندۀ حلقه بگوش. مطیع فرمان باداران یهودی و نصرانی اش باشد و بصدای دهل آنان بوزینه وار برقصد، او همزمان با عودت به وطن از فرانسه این دعوت را رسماً آغاز کرد.

او اولین کتابش را تحت عنوان « آزادی زن» نوشت و سپس آن را با نوشتن کتاب دیگری زیر عنوان « زن جدید» تقویت بخشید. پس از آن، این داعیه نا مقدس تأثیر سلبی اش را در جامعۀ مصری بجا گذاشت و هوادارانی پیدا نمود، و اول زنی که این دعوت ضد عقب و شرف را پذیرا شد « هدی شعراوی» است زنی که با مسافرتهای بدون محرم و با شرکت بی حجابانه در گردهمایی ها و دیدار هایی که زن و مرد باهم مختلط می بودند، ارزش های اسلامی و کرامت انسانی زن را زیر پا گذاشته و پردۀ خوی و عادات ارزشمند عربیت را وحشیانه درید.

اما فراموش نباید کرد هر قدر که این شایعات و افترا آت علیه اسلام کسترده شود وعده ای از مسلمانان سست عنصر آن را بپذیرند جایی را نخواهد گرفت؛ زیرا زن مسلمان زنی مظلوم و محروم نیست تا به جستجوی مددگار بر آید، و اسلام جزیی ترین حق او را نادیده نه انگاشته است تا او بدنبال آن شود و بخاطر آن مبارزه کند. زن مسلمان هیچ نوع شکنجۀ اهانت و استعباد را که زنهای جوامع جاهلی قدیم و جدید می شناسند، نمی شناسد.

از این رو به مناقشۀ این موضوع و چگونگی آن نمی پردازیم، زیرا همه میدانند که قضیۀ آزادی زن توطیه ای بیش نیست که هدف اساسی آن پایان دادن به اخلاق اسلامی و انهدام ارزش های اسلام و گرفتار نمودن امت مسلمان در مرداب رذیلت و فساد است؛ تا بدین وسیله زن مسلمان مانند زن غربی مورد تاراج وحشیانۀ دزدان و آدم ربایان قرار بگیرد. و به مثابۀ یک متاع بی ارزش به بازار بردگی و عزت فروشی معاصر عرضه شود. این دعوت جاهلی که در نقاب آزادی زن مطرح می گردد دارای اهداف مرحله ای و مظاهری گوناگون می باشد که به طور اختصاری عبارت است از:


 صفحه آينده      صفحه قبلی